دو راهي مشاركت يا قهر انتخاباتي؟

آرمان ملي: با نزديک شدن انتخابات مجلس 98 و موضع‌گيري‌هاي اشخاص و جريان‌ها در جبهه اصلاح‌طلبي، اختلاف ديدگاه‌ها در خصوص انتخابات نمايان‌تر مي‌شود و تفاوت ديدگاه‌ها پررنگ‌تر از هميشه خود را نمايان مي‌کنند. به‌طور کلي در هر انتخاباتي چهار استراتژي در مقابل احزاب سياسي وجود دارد؛ شرکت بي‌قيد و شرط در انتخابات، مشارکت مشروط، واگذاري انتخابات و دورخيز براي انتخابات‌هاي بعدي و چهارم هم عبور کامل از اصل انتخابات. اصلاح‌طلبان با توجه به باورها و مشي خود دو راهکار آخر را به کلي کنار گذاشته‌اند اما در خصوص مشارکت بي‌قيد و شرط و مشارکت مشروط اختلافاتي اساسي ميان اشخاص و جريان‌ها در اين جبهه وجود دارد. گروهي معتقدند ذات اصلاح‌طلبي با انتخابات پيوند خورده و بايد تحت هر شرايطي حضور فعال در انتخابات را برگزيد. محمد عطريانفر، عضو شوراي مرکزي حزب کارگزاران سازندگي در اين باره به آرمان ملي مي‌گويد: «هويت اصلاح‌طلبان با مشارکت در انتخابات تعريف مي‌شود. به مفهوم دقيق‌تر مفهوم اصلاح‌طلبي با سياست‌ورزي دموکراتيک گره خورده و رکن مهم سياست ورزي دموکراتيک، حضور در انتخابات است. از همين رو، نه تنها در سال‌هاي 92 و 94 بلکه در هر زمان و زمينه‌اي که مردم نظام سياسي را مشروع مي‌دانند و با حضور در انتخابات به عنوان مبدأ مشروعيت قرار مي‌گيرند، همه کساني که تعلق خاطري به مردم دارند از جمله اصلاح طلبان، بايد در اين حضور مشارکت فعال داشته باشند و تلاش کنند تا نمايندگي مردم را در ارکان قدرت به منظور خدمت رساني را عهده‌دار شوند. اين مفهوم به آن معناست که نه تنها در انتخابات مجلس 98 بلکه تا هرزماني که مردم با حضور در پاي صندوق‌ها به حاکميت مشروعيت مي‌دهند، اصلاح‌طلبان نيز بايد در انتخابات حضور فعال داشته باشند و تلاش کنند تا در راستاي تحقق يافتن اهداف جمعي مردم، گام بردارند». اين نگاه در حال حاضر نگاه اکثريت اصلاح‌طلبان بوده و فارغ از تفاوت‌هايي که در موضوع انتخابات و ائتلاف وجود دارد، اغلب افرادي که در اين جريان سياسي تعريف مي‌شوند، چنين راهبردي را مي‌پسندند. سيد ابراهيم اميني، نايب رئيس شوراي شهر و عضو حزب اعتماد ملي معتقد است که هر تغييري از مسير«صندوق‌هاي راي» مي‌گذرد. او مي‌گويد: «هر جا ما با صندوق‌هاي راي قهر کرديم، اجازه داديم ديگران به جاي ما تصميم گرفتند. اصلاحات هم امر تدريجي است. يکي از مشکلات جهان سوم اين است که خيلي مي‌خواهند و زود هم مي‌خواهند. اين نمي‌شود. خلاصه اينکه بايد صبر و تحمل داشت و مردم را ترغيب و تشويق کرد که از اين حق انتخاب خود استفاده کنند». او تأکيد دارد که حتي «انتخاب ميان بد و بدتر» بهتر از دوري جستن از انتخابات است و از اين موضوع نتيجه مي‌گيرد «حضور حداکثري مردم» بايد هدف اصلي اصلاح طلبان باشد.
نگاه دوم؛ مشارکت مشروط
گروه ديگري در جريان اصلاحات معتقدند حضور بدون قيد و شرط در انتخابات و تن دادن به هر شرايطي براي حضور در قدرت مصداق «گدايي قدرت» است. سعيد حجاريان در اين باره مي‌گويد: «اصلاحات صدقه بگير نيست و اگر مکنت دارد، بايد با اتکا بر آن به بازار سياست برود. اگر پول بازار سياست را نداشتيم، بايد تلاش کنيم آن را کسب کنيم نه آنکه به هر جنس بُنجلي تن دهيم». او تأکيد مي‌کند که شايد عقلاني‌ترين راهبرد را بتوان در «مشارکت مشروط»‌ جست؛ از فرصت انتخابات استفاده کرد ولي چنانچه شروط مطرح شده برآورده نشد، عطاي انتخابات را به لقايش بخشيد. عليرضا علوي تبار، فعال‌سياسي نيز معتقد است اين‌که گمان کنيم با تکيه بر انتخابات و صندوق رأي به تنهايي مي‌توانيم تغييري در ساختار «اندک‌سالار قدرت» و حل معضلات کشور ايجاد کنيم، با تجربه 25 سال گذشته «ناهمخوان» است. اين طيف از جريان اصلاحات شرايط کشور را به گونه‌اي مي‌دانند که ديگر انتخاب ميان بد و بدتر نمي‌تواند راهگشاي آينده باشد و به همين دليل بر لزوم انتخاب از ميان اشخاص اصلح تأکيد دارد. مصطفي تاجزاده مي‌گويد: «شرايط کشور به گونه‌اي شده که ديگر اشخاصي که در رقابت ميان بد و بدتر انتخاب مي‎شوند نمي‌توانند گام موثري براي خارج کردن کشور از بحران کنوني در عرصه داخلي و خارجي بردارند». به نظر مي‌رسد با نزديک‌تر شدن ايام انتخابات و با توجه به اختلافات موجود در خصوص اتخاذ سياست واحد در جريان اصلاحات، اين تفاوت ديدگاه‌ها در خصوص امر انتخابات تشديد شده و در عرصه عمل دوگانگي‌هايي در طيف‌هاي گوناگون اصلاح‌طلبي به وجود آيد.
رزرو هتل