فیلم کوتاه، پرده بزرگ، سالن سینما! سیّد سجّاد حسینی

شاید عجیب باشد اما باید فیلم کوتاه را بر پرده دید، چرا که بیشتر از جنس سینماست تا تلویزیون. فیلم‏های کوتاه فارغ از ادا و اطوارِ اکثر فیلم‏های بلندِ بی‏خاصیت، مسئله‏شان سینما است و نه گیشه. فیلم کوتاه، باید به درون جامعه راه یابد و از خاص بودن و اطوارهای روشنفکری، رهایی پیدا کند، نَفَس به نَفَس با مخاطب رشد کند و بالنده شود. گروه «هنر و تجربه» فرصتی بی‏نظیر در راستایِ اکرانِ عمومیِ فیلم‏هایِ کوتاه ایجاد کرده که منجر به زدودن آفاتِ سینمای جشنواره‏ای می‏شود. این بار نمایش 5 فیلم کوتاه منتخب «هنر و تجربه» در سراسر کشور، در مجموعه‏ای با نام «پنجگاه» آغاز شده: «ملاقات محرمانه خانم و آقا»، «‏500 مثقال طلا»، «پرده توری»، «باران‏های گاه به گاه» و «پرگار». ویژگی شاخصِ مشترکِ این 5 فیلم، قصه‏گویی است.
اما در مورد فیلم نگارنده، «ملاقات محرمانه خانم و آقا» : از همان ابتدا بنا بود فیلمی باشد کوچک و بی‌ادعا. تلاش ما بر این بود ‌که به نگاهِ تماشاگر احترام بگذاریم.کوشیدیم که قصه بگوییم، هرچند ساده و – شاید- با لُکنَت. اما قرار ما با تماشاگر این است که راست بگوییم، هرچند تلخ. ملاقات محرمانه تلخ است اما می‌کوشد تلخی‌اش را به رخ نکشد و از آن سود نجوید. ملاقات... تمرینی جدی برای تلفیق قصه‌گویی و ایجاز در مدیوم فیلم کوتاه بود؛ تمرینی برای خط کشیدن بر این باور غلط که فیلم کوتاه مدیوم خلق کاراکتر نیست و حداکثر فضا است. ملاقات... قصه دختری تن‏فروش(گلناز) است که می کوشد تا ساعاتی-هرچند کوتاه- زندگی کند.
اما فیلم همقطارانم...
«‏500 مثقال طلا» روایت نجیبانه قصه زنی باردار در آستانه چهار ماهگی است. فیلمی با هدایت اندازه شهرزاد دادگر و با بازی دلنشین الهام کردا که در فیلم کاراکتری بسیار سمپاتیک دارد. جهان‏بینی روشن و اخلاق‏مدار فیلم‏ساز در این بلبشو غنیمتی است.
«پرده توری»‏، روایتِ شامِ آخر زوجی است که با اتمسفر گرمِ آرش محمودی همراه است. تلفیق لحظاتِ کمیک در بافتاری تراژیک، فیلم را دیدنی‏تر کرده است.
«پرگار» فیلمِ عجیبی است؛ مرد پیرانه‏سر، طاووس می‏‏خواهد و میثم عباسی برای ما جور هندوستان او را روایت می‏کند؛ روایتی ساده. فیلم تلخ است اما دلنشین. سرد است اما هُرم آن در جان‏تان نفوذ می‏کند.
«باران‏های گاه به گاهِ» کاوه دانشمند، فیلمی است درباره فروپاشی بنیان یک خانواده. فیلم‏ساز در یک خودرو، با وسواس‏، قصه ساده‏اش را روایت می‏کند و جهانِ اثرش را بنا می‏‏نهد و یک مونولوگ یک کلمه‏ای بی‏نظیر دارد: «بابا».
امید که دعوت ما را بپذیرید و مشقِ شب ما را ببینید و لذت ببرید-ان‏‏شاءالله... ( اطلاعات سانس‏ها: سایت سینما تیکت)
خرید بلیط