تحریف معنادار بیانات رهبر معظم انقلاب درباره مربی ایرانی در روزنامه زنجیره‌ای

سرویس سیاسی-  روزنامه سازندگی در شماره روز پنج‌شنبه خود، در پوشش بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مدال‌آوران المپیادهای علمی‌و اعضای تیم ملی والیبال جوانان (مورخه 16/5/98) در صفحه اول خود تیتر زد: «رهبر انقلاب: باید مربی ایرانی داشته باشیم»!
در حالیکه مقام معظم رهبری در بخشی از بیاناتشان فرمودند: «بنده دخالتی نمی‌کنم که بگویم این کار بشود، این کار نشود؛ امّا واقعاًًً معتقدم که شایسته است برای کشور ما که در ورزش، سرمربّی‌های باشگاه‌ها، [مسئولین] فدراسیون‌ها و مجموعه‌ها ایرانی باشند. یعنی واقعاًًً لزومی‌ندارد؛ حالا بعضی‌ها بیخودی احساس لزوم می‌کنند و می‌خواهند این را اثبات کنند [امّا] بنده توی کَتم نمی‌رود که این واقعاًًً یک چیز لازمی‌است؛ نه نخیر، از اینکه الحمدلله یک سرمربّیِ ایرانی و [همکارانش] توانسته‌اند‌ این جوانها را به اینجا برسانند، من خیلی خوشحال هستم. ان‌شاء‌الله موفّق باشید و پیشرفت کنید.» حال با توجه به بیانات معظم‌له و تیتر روزنامه مدعیان اصلاحات، این سؤال به ذهن متبادر می‌شود که هدف سازندگی از این تیتر چه بوده است؟
با ادامه سیاست‌های دولت
باید 2 سال دیگر سه صفر دیگر هم از پول بعدی کم کنیم
حسین راغفر، کارشناس اقتصادی حامی‌دولت در یادداشتی در روزنامه آرمان با عنوان «هیاهوی پرهزینه» نوشت:«هر چند به لحاظ نظری گفته می‌شود حذف صفرها از پول ملی تأثیری ندارد اما در عمل هر جای دنیا حتی کشورهایی که ثبات اقتصادی بالایی دارند هم در جریان تغییر پولی، با تورم مواجه شده‌اند...نکته مهم این است که اتفاقا کالاهایی که بیشتر مورد مصرف طبقات پایین است، در چنین شرایطی تورم بیشتری هم می‌گیرد.»
راغفر در ادامه نوشت:«پیش نیاز موفق بودن این طرح، کنترل کامل تورم است. در غیراینصورت طی دو سال آینده با روندی که دولت در سیاست‌های اقتصادی پیش گرفته باید سه صفر دیگر هم از پول بعدی کم کنیم. در واقع زمینه‌های عملی اقتصادی چنین اقدامی‌فراهم نیست و هزینه‌های بزرگی را بر مردم و به‌ویژه گروه‌های پایین جامعه تحمیل خواهد کرد. همین‌طور هزینه‌های گزافی را در اجرا بر دولت تحمیل خواهد کرد که غیرضروری است. بنابراین در مجموع تنها دستاورد اجرای این کار در شرایط کنونی، منحرف‌کردن افکار عمومی ‌است. به‌نظر می‌رسد دولت و مجلس هر دو به دنبال این مسئله هستند تا چیز دیگری، به‌ویژه در سال انتخابات! از این رو به‌نظرم این یک اقدام کاملاًً انحرافی است». این کارشناس اقتصادی حامی‌دولت افزود:«در حقیقت حامیان این طرح‌ها، گروه‌های شناخته‌شده‌ای هستند که از تورم سود می‌برند. بنابراین عده‌ای دنبال ایجاد تورم هستند که بعد از آن به بهانه پایین بودن قیمت ارز، ارز را بالا ببرند. در واقع حامیان افزایش قیمت ارز و تورم، از جمله منتفعین این مسئله هستند. در حالی که این مسئله فقط به رشد نارضایتی‌ها در کشور دامن خواهد زد».
گفتنی است پیشنهاد دولت مبنی بر حذف سه صفر از پول ملی مورد اعتراض بسیاری از کارشناسان و صاحب‌نظران اقتصادی قرار گرفت.
چرا مدعیان اصلاحات پیگیر موتورسواری بانوان هستند؟
روزنامه سازندگی در گزارشی نوشت: «وسط بلوای ظاهراً سهل و ممتنع فوتبالی-  فرهنگی-  اجتماعی حضور زنان در ورزشگاه‌ها که خطر تعلیق فوتبال ایران را دوباره بر سر زبان‌ها انداخته، از چند روز پیش ماجرای گواهینامه موتورسواری برای زنان داغ شد.... خیلی زود این خبر دست به دست شد و خیلی‌ها خوشحال شدند به‌ویژه کسانی که برابری حقوق زن و مرد مطالبه همیشگی آنها بوده و زنانی که سال‌هاست رویای موتورسواری را در سر می‌پرورانند؛ موتورسواری بدون دلهره، بدون نگرانی.»
این در حالی است که رأی یکی از شعبات دیوان عدالت اداری در اصفهان که مستند و بهانه پرداختن مدعیان اصلاحات قرار گرفته، «قطعی» نبوده و از طرف دیگر صرفاً متوجه شاکیه بوده است و طبق اعلام معاونت اجتماعی پلیس راهور، قابل تسری به عموم نبوده و همچنین این رأی در حال طی کردن فرآیند تجدیدنظرخواهی است.
اما نکته قابل تأمل ماجرا آنجاست که مدعیان اصلاحات به جای آنکه به مشکلات اقتصادی و معضلات معیشتی بپردازند که محصول دولت روحانی و مدعیان اصلاحات است، چندی است که بدون توجه به استنادات قانونی و ملاحظات شرعی، مسئله موتورسواری زنان را علَم کرده تا از رهگذر مسئله‌سازی و انتقاد اجتماعی، خروجی سیاسی بگیرند و به‌عنوان یک برگ برنده تبلیغاتی در دوگانه‌سازی‌ها (مثلاً موافقان موتورسواری- مخالفان موتورسواری) در کنار سایر دوگانه‌های انتخاباتی، رو کنند چه آنکه تجربه نشان داده که آنها چگونه از مسائل حقوق زنان (مانند دوچرخه‌سواری، ورود به ورزشگاه، حجاب، برابری و.. .) بهره‌برداری‌های سیاسی کرده‌اند.
چند وقت پیش زهرا شجاعی رئیس مرکز امور مشارکت زنان در دولت اصلاحات با افشاگری درخصوص استفاده ابزاری اصلاح‌طلبان از زنان گفته بود: «اصولگرایان حمایت بیشتری از زنان انجام می‌دهند و در عوض اصلاح‌طلبان موقع انتخابات از زنان استفاده می‌کنند و بعد کاری برایشان نمی‌کنند».
همچنین روزنامه ابتکار هفته اول ماه جاری در گزارشی نوشت: «به‌نظر می‌رسد که یکی از آسیب‌های جریان اصلاح‌طلب، صرفاً محدود شدن به سیاست باشد. اصلاح‌طلبان زمانی می‌توانند چتر خود را بر تمام آحاد جامعه گسترده کنند که از اصلاحات معطوف به سیاست به اصلاحات معطوف به جامعه شیفت کنند..»
وقتی روزنامه زنجیره‌ای سنگ‌روی یخ می‌شود
روزنامه آفتاب یزد اواخر هفته گذشته به جهت جریان‌سازی پرداختن به شائبه‌ای را آغاز کرد که بلافاصله با اظهارات معاون اول روحانی سنگ روی یخ شد. این روزنامه اما پنج‌شنبه تلاش کرده بود تا همچنان پس از اظهارات صریح معاون اول باز هم بر طبل خود بکوبد!
این روزنامه نوشته بود: «در حالی که روزنامه آفتاب یزد دوروز پیش در گزارشی با‌‌ اشاره به قهر و شایعات چندین باره استعفای اسحاق جهانگیری از غیبت این روزهای وی انتقاد کرده و این غیبت را ناشی از بی‌اختیاری اسحاق جهانگیری و واگذاری میدان به جریان رقیبش درپاستور یعنی محمود واعظی، نوبخت و سایر اعتدال و توسعه‌‌ای ارزیابی کرده بود و این حاشیه‌نشینی را نوعی سرخوردگی، بی‌تفاوتی و یاس معاون اول نسبت به آینده دانست، دیروز اسحاق جهانگیری در حاشیه جلسه هیئت دولت گفت: اختیارات من خوب است و راضی هستم. وضعیت دولت خوب است، ولی ممکن است اختلافات کارشناسی به‌وجود آید؛ ولی من رابطه خوبی با رئیس‌جمهور دارم.»
اما نکته جالب آنجاست که این روزنامه در ادامه گفته است: « اشاره دوم جهانگیری و تایید غیرمستقیم بی‌اختیاری او در دولت و قدرت بیشتر محمود واعظی رئیس دفتر رئیس‌جمهور نسبت به وی، زمانی بود که خبرنگاران درباره دعوت مکرون از روحانی پیرامون نشست هفت از او پرسیدند و او به شکل عجیبی ضمن ابراز بی‌اطلاعی از آن، پاسخ این پرسش را به دفتر رئیس‌جمهور حواله داد.»
گویا به رغم اظهارات صریح خود آقای جهانگیری روزنامه آفتاب یزد قصد دارد گفته‌های آقای جهانگیری را در مورد رابطه خوبش با آقای رئیس‌جمهور تکذیب کند!!
مدعیان اصلاحات همچنان به‌دنبال قربانی‌کردن توان دفاعی کشور
روزنامه آرمان در یادداشتی با عنوان «لغو تحریم‌ها، کلید آغاز مذاکرات» نوشت: «واشنگتن تمام تلاش خود را داشته تا با ایران به یک تفاهم‌نامه مهم برسد. از جمله ادعاهای آمریکا می‌توان به ۴ مورد اصلی‌‌ اشاره کرد. اول آنکه ایران تولید و توانمندی‌های دفاع موشکی‌اش را متوقف کند. دوم مهار نفوذ منطقه‌ای ایران، سوم ایران باید دست از حمایت از گروه‌های جهادی همچون حماس، جهاد و حزب‌الله بردارد. چهارم آنکه ایران مسئله حقوق بشر را رعایت کند. به‌نظر می‌رسد که ۳ مورد ابتدایی برای‌ترامپ از اهمیت بالایی برخوردار است. این ۴ مورد در ۱۲ شرط مایک پمپئو مستتر بود و حال به‌نظر می‌رسد‌ترامپ پس از عبور از این ۴ خواسته به دنبال آن است که بتواند با ایران به تفاهم‌نامه‌ای نائل آید.»
این روزنامه در ادامه نوشت: «به‌نظر می‌رسد معمولاً آن کسانی که در سیاست خارجی خردمندانه تصمیم می‌گیرند راه دیپلماسی را نمی‌بندند، بلکه سعی می‌کنند راه مذاکره و دیپلماسی را باز نگه دارند. بعد از آن در مذاکرات احتمالی سعی می‌شود تا به یک سازش نسبی نائل آیند.»
گفتنی است کارشناسان ارشد حوزه بین‌الملل بارها بر این مهم تأکید کرده‌اند که برنامه هیچ کشوری علیه کشور دیگر بدون همراهی عوامل وابسته یا مرعوب عملیاتی نخواهد شد و حمایت دولت آمریکا از برخی گروه‌های سیاسی داخلی ایران، برای بزنگاه‌هایی است که آمریکا قصد عملیاتی کردن برنامه‌های خود علیه ملت ایران را دارد که مقابله با توان دفاعی با ابزار فشار اقتصادی و تحریم نمونه بارز آن در مقطع کنونی است.
آمریکا برای فشار بیشتر به ملت ایران با خروج از برجام وارد مرحله جدید شد و پس از آن با «تقسیم کار» با برخی کشورهای اروپایی برای فشار بیشتر ادامه یافت. به‌نظر می‌رسد که در این تقسیم کار ضلع سومی‌هم وجود دارد و نقش کاتالیزوری برخی عوامل داخلی است که باید این مسیر را در داخل فراهم کنند. تسلیم طلبان افراطی مدعی اصلاح‌طلبی که چندی پیش در نامه‌ای ذلت بار خواستار مذاکره با‌ترامپ و اعطای امتیازات بیشتر به آمریکا را مطرح کرده بودند، علی‌رغم آنکه خود را در مقابله با نیروهای وفادار به انقلاب، «رفرمیست» و «اصلاح‌طلب» می‌خوانند، در بزنگاه‌های مهم، اعم از وقایع سال ۷۸، ۸۸ و حوادث دی ۹۶ یا در برهه‌هایی که آمریکا و اروپا برای صدور قطعنامه‌ها تحریم علیه ایران، در صف مقابل ملت ایران قرار داشته‌اند، با جریان خارجی همراهی کرده‌اند و این نخستین بار نیست که آنان در یک بزنگاه مهم برای مردم ایران، به جای قرار گرفتن در صف ملت ایران، همراهی با تحریم کنندگان و صف بیگانگان را ‌ترجیح داده‌اند.
اهمیت این عناصر داخلی یا شبکه اقتصادی-  رسانه‌ای همکار غرب در داخل کشور از آنجاست که این جریان که تا دیروز با دادن آدرس‌های غلط به افکار عمومی‌و با بزک‌کردن آمریکا، کلید حل مشکلات را در تعامل گسترده با غرب نشان می‌دادند، اکنون و پس از افتادن تشت رسوایی خسارت محض برجام، با هراس افکنی و مهندسی‌ترس، ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه و بازنشر ادعاهای مراکز استراتژیک آمریکایی مبنی بر قریب‌الوقوع بودن جنگ در قالب سرمقاله و یادداشت و گزارش، به دنبال زمینه چینی برای مذاکرات مجدد با آمریکا هستند تا این بار قدرت موشکی و منطقه‌ای ایران قربانی کنند.
حقیقتا آمریکا به این جریان امید بسته تا بتواند با کمک آنها دوران جدیدی از فشار را دوباره آغاز و کشور را به موافقان سازش و امتیازدهی بیشتر و مخالف آن دو پاره کند. جریانی که آمریکا طمع کرده که دوباره تلاش خواهند کرد تسلیم را تئوریزه کنند و آنها مهم‌ترین سرمایه‌های‌ترامپ در ایرانند.
رزرو هتل