رابطه سکوت مسئولان با ثبات اقتصادی کشور

بسم‌الله الرحمن الرحیم
اتفاقات و تغییرات یکی دو هفته اخیر در حوزه اقتصاد تقریباً همه را شگفت‌زده کرده است، از مردم عادی گرفته تا تحلیل‌گران و حتی مسئولان. برخلاف تصورات قبلی با اینکه تنش‌های سیاسی در منطقه خلیج فارس افزایش یافت و حتی کار به برخوردهای نظامی محدود هم کشید ولی نه‌تنها شاهد نوسانات شدید در بازارهایی مانند بازار ارز و طلا نبودیم بلکه قیمت‌ها در بعضی مقاطع سیر نزولی هم پیدا کرد. این روند در روزهای اخیر تشدید هم شد، به‌گونه‌ای که قیمت ارز به‌ویژه دلار طی روزهای منتهی به پایان هفته گذشته افت محسوسی داشت.
این شرایط و تحلیل عکس‌العمل‌های بازار نسبت به اتفاقات مختلف قطعاً به بررسی و ارزیابی سهم اثرگذاری عوامل نیاز دارد ولی شاید فعلاً مهم‌تر این باشد که بفهمیم عکس‌العمل درست و به صلاح در برابر روندی که این مدت در اقتصاد کشور شاهد هستیم، چیست؟
قیمت دلار طی دو هفته اخیر حدود هزار تومان کم شده و اثر روانی این کاهش در قیمت برخی کالاها مانند خودروهای خارجی، مسکن، طلا و... مشاهده می‌شود اما همزمان دو انتظار جدی نیز در جامعه به‌وجود آمده است؛ کاهش بیشتر قیمت ارز و ارزان شدن کالاهایی که به بهانه یا به علت افزایش قیمت ارز طی ماه‌های اخیر مجدداً گران شده‌اند.
این دو انتظار را گرچه نباید غیرطبیعی و بیراه دانست اما اگر به‌درستی مدیریت نشوند تهدید بزرگی برای ادامه مسیر فعلی در بازارهای کشور بحساب می‌آیند.
اقتصاد و به عبارت خاص‌تر بازار برای تعادل‌بخشی به عرضه و تقاضا و کشف قیمت واقعی هر کالا و خدمتی به آرامش نیازمند است. هیچ بازاری در وضعیت هیجان‌زده و با رفتارهای بدون محاسبه بازیگران نمی‌تواند عملکرد و اثرگزاری واقعی خود را داشته باشد. اصل اول در دوری از این هیجان‌زدگی، مدیریت توقعات و انتظارات است. در شرایطی که بازیگران بازار اعم از عرضه‌کننده و متقاضی در انتظار برای افزایش یا کاهش عرضه یا قیمت هر کالا یا خدمتی باشند قطعاً دچار رفتارهای کوتاه‌مدت و هیجان‌زده می‌شوند یا از فروش استنکاف می‌کنند یا برای خرید هجوم می‌آورند یا... بنابراین هر دولتی اگر واقعاً به دنبال استفاده از اهرم قیمتی برای ایجاد تناسب در بازار یا عرضه و تقاضا است باید حتی‌المقدور از دخالت در بازار بپرهیزد، چه دخالت عملی و چه روانی و کلامی. تجربه اثرات سوء این ناپرهیزی دولتمردان را طی سال‌های اخیر که اقتصاد ایران درگیر تنش‌های ارزی شدیدی بوده به دفعات داشته‌ایم؛ از دو تجربه کاملاً شکست‌خورده تعیین قیمت دلار در 3600 و 4200 تومان تا اظهارنظرهای ناشیانه مسئولان نامرتبط در ماه‌های اخیر و این همه در شرایطی رخ داد که پیامدهای ناگوار چنین رفتارهایی چه برای خود مسئولان و چه برای اقتصاد کشور بارها و بارها آشکار شده است. با این حال واقعاً مشخص نیست مثلاً مسئول دفتر رئیس‌جمهور چرا و با چه توجیهی در مورد قیمت ارز اظهارنظر می‌کند آن هم در شرایطی که رئیس کل بانک مرکزی که قاعدتاً آگاه‌ترین مسئول در قبال ارزش پول ملی است تاکنون حتی یک بار به خود اجازه نداده و صلاح ندانسته در مورد قیمت ارز سخنی بگوید. عجیب‌تر اینکه مسئولان نامرتبط تنها در مواقعی درباره نرخ ارز و ضرورت کاهش بیشتر آن جلوی دوربین‌ها ظاهر می‌شوند که قیمت‌ها رو به افت است ولی در مقاطعی که به هر علتی جهت حرکت قیمت ارز رو به بالاست، خبری از مجاهدان روز شنبه نیست!
این مسئولان یا نمی‌دانند یا می‌دانند ولی برایشان مهم نیست که بازار ارز و اساساً اقتصاد ایران در شرایط فعلی بیش از هر چیز به آرامش، ثبات و قابل پیش‌بینی بودن نیاز دارد. فعالان اقتصادی ترجیح می‌دهند امکان پیش‌بینی داشته باشند که برای خرید نهاده‌های تولید و پیش‌فروش محصولاتشان، ارز را به چه قیمتی تامین کنند تا اینکه اصرار داشته باشند قیمت ارز کاهش پیدا کند. صادرکنندگان برای برنامه‌ریزی‌های حتی میان مدت به ثبات بیشتر از افزایش قیمت نیاز دارند و البته سیاستگزار پولی و ارزی باید نرخ را در سطحی مدیریت کند که با هجوم تقاضا مواجه نشود. همه این‌ها مستلزم آرامش، پرهیز از تزریق هیجان و خودداری از ایجاد نااطمینانی است؛ شرایطی که اظهاراتی مانند اینکه «قیمت دلار باز هم کاهش خواهد یافت» قطعاً مخلّ آن است.
خطر دوم هم از همین جنس است. وزیر صمت به محض کاهش چندصد تومانی قیمت دلار و در شرایطی که هنوز استمرار این روند کاهشی یا حتی ثبات قیمت در همین حد هم مشخص نیست از ضرورت کاهش قیمت محصولات در بازار سخن می‌گوید! در اینکه محصولات و کالاهایی که طی چند سال اخیر با افزایش قیمت ارز یا در بسیاری موارد به بهانه افزایش نرخ ارز، گران شده‌اند باید با کاهش بهای ارز، ارزان شوند تردیدی نیست اما این خیلی روشن است که تنها بخشی از افزایش قیمت‌ها نتیجه انتظارات روانی بوده و افزایش واقعی قیمت‌ نهاده‌های تولید خصوصاً نهاده‌های وارداتی، هزینه تمام شده بسیاری از کالاها را واقعاً بالا برده است و کاهش چند صد تومانی قیمت ارز آن هم در شرایطی که معلوم نیست کاهش ادامه یابد یا حتی ثابت بماند نمی‌تواند تاثیری بر قیمت محصولات موجود در بازار بگذارد. به همین خاطر این‌گونه اظهارات و دامن زدن به توقعات غیرممکن، نه‌تنها اعتبار و ارزش گوینده را دچار آسیب می‌کند بلکه آرامشی را که می‌تواند به کاهش واقعی قیمت‌ها منجر شود، از بین می‌برد.
خرید بلیط