«ابتکار» از وضعیت احزاب و جریان‌های سیاسی در آستانه انتخابات گزارش می‌دهد از تلاش برای «وحدت» تا حفظ «پایگاه اجتماعی»

الهام برخوردار
جریان‌ها و احزاب سیاسی موجود در ایران شاید بتوان گفت طی چند سال اخیر در بی‌رمق‌ترین و بی‌سابقه‌ترین وضعیت ممکن قرار دارند. آنها تا به حال نتوانسته‌اند برای رهایی از این وضعیت راهکاری ارائه دهند. نخبگان و فعالان سیاسی هیچ برنامه و استراتژی‌ای ندارند و بیشتر از اما و اگرها سخن می‌گویند و به نظر می‌رسد به یک بن‌بست فکری و گفتمانی در شرایط کنونی رسیده‌اند. یک جریان درگیر ورود مشروط به انتخابات است، دیگری نیز همچنان در آرزوی وحدت درونی است و در تلاش است تا این بار از چندپاره شدن جلوگیری کند.
اصلاح‌طلبان به خاطر عملکرد نمایندگانی که اکثرا به اسم لیست امید وارد مجلس شدند و همچنین عملکرد دولتی که مورد حمایت این جریان سیاسی بود در سال‌های اخیر بیشترین انتقادات را متوجه خود کرده است. اصلاح‌طلبان و دولت مورد حمایت آنها، به دلیل عدم پاسخگویی به مطالبات بدنه اجتماعی مورد بیشترین نقدها در این سال‌ها بوده و پایگاه اجتماعی آنها ضعیف شده است. درواقع فعالان سیاسی اصلاح‌طلبان این روزها از بایدها و نبایدها سخن می‌گویند. با توجه به عملکرد ضعیف دولت حامی این جریان در برخی زمینه‌ها، اصلاح‌طلبان بیشتر درگیر بازنگری در تصمیمات خود هستند. در مقابل جریان اصولگرایی نیز که همچنان در حسرت یک ائتلاف درون جناحی است و نتواسته بین طیف‌های سیاسی خود یک همگرایی ایجاد کند، سعی دارند با استفاده از این فرصت فضای سیاسی کشور را به سمت خود سوق دهند. اصولگرایان به خاطر اینکه نسبت به اصلاح‌طلبان دارای سرمایه اجتماعی کمتری هستند و از پراکندگی جریانی و طیفی نیز رنج می‌برند راه طولانی در پیش دارند.
گفتمان‌سازی، راه نجات
بنابراین با در نظر داشتن این موارد که یکی از دلایل عمده آن عدم تحزب واقعی در کشور است، بعید به نظر می‌رسد امسال ما شاهد مشارکت سیاسی در سطحی گسترده باشیم. جناح‌ها و جریان‌های سیاسی به همراه نخبگان فکری خود می‌توانند با گفتمان‌سازی ناجی فضای سیاسی کشور در این شرایط باشند چرا که مردم به خاطر مشکلات اقتصادی و معیشتی که طی این سال‌ها گریبان کشور را گرفته است از احزاب و جریان‌های سیاسی انتظار دارند به جای دعواهای درون‌حزبی تمام تلاش خود را برای حل مشکلات معیشتی مردم به کار گیرند. آنها بارها در تجمعات اعتراضی خود پیام و مطالبه خود را به جریان‌های سیاسی موجود در کشور بیان کرده‌اند. شاید یک نمونه آن را بتوان همین شعار «اصلاح‌طلب، اصولگرا دیگه تمومه ماجرا»، باشد. توده‌های مردم به دلیل ناامیدی که از مدیریت جریان‌های سیاسی مختلف دارند، به این نتیجه رسیده‌اند که این جریان‌های سیاسی‌ شبیه یکدیگرند و هیچ فرقی با هم ندارند. بنابراین مردم خواستار یک برنامه مدون و مشخص از سوی احزاب سیاسی در رابطه با شرایط کنونی کشور و فضای سیاسی حاکم بر آن هستند.
برخی معتقدند شاید ظهور یک «جریان سوم» در این دوره ناجی فضای سیاسی کشور باشد. اما همان‌طور که در گزارش‌های پیشین «ابتکار» به این موضوع پرداخته شد، پیدایش و ظهور جریان سوم در چنین شرایطی امکان‌پذیر نیست چرا که یک جریان سوم نباید به هیچ کدام از جناح‌های سیاسی اصلاح‌طلب و اصولگرا وابستگی داشته باشد و یا ریشه آن به هیچ کدام از این جریان‌ها پیوند نخورده باشد. بنابراین فعلا این اصلاح‌طلبان و اصولگرایان هستند که فضای سیاسی را در اختیار دارند. این دو جناح سیاسی هستند که باید راهکار و استراتژی برای برون‌رفت از این فضای بی‌رمق و کسل‌کننده سیاسی ارائه دهند.
در حسرت وحدت
هر‌چند در یکی دو هفته اخیر شاهد برخی فعالیت‌ها و جنب و جوش‌های انتخاباتی از سوی هر دو جریان بوده‌ایم. برای مثال اصولگرایان که در آرزوی یک وحدت درونی هستند در هفته‌های گذشته خبر از یک ائتلاف جدیدی به نام شاجا دادند؛ سازوکاری که هنوز پانگرفته زمزمه‌های اختلاف از دل آن بیرون آمده است.
محمدرضا باهنر دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین در نشست خبری روز شانزدهم تیرماه در‌این‌باره گفته بود: [دیگر] سازوکار انتخاباتی تحت عنوان «جمنا» نخواهیم داشت و این تشکیلات دیگر به آن شکل، مطرح نمی‌شود اما اینطور نیست که جمنا کنار رفته یا انشعابی شکل گرفته باشد. مجموعه نیروهای اصولگرا تلاش می‌کنند تا وحدت خوبی را میان خود ایجاد کنند، این ائتلاف‌ها هر دوره، اسم خاص خودش را دارد.
در ادامه مهدی چمران نایب رئیس دیگر ائتلاف اصولگرا یعنی جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی به این اتفاقات واکنش نشان داده و گفت‌: بعضی از اظهار‌نظرهای دوستان عزیز ما شبهه‌ای را در تعدادی از رسانه‌ها دامن زده است که گویا «جبهه مردمی نیروهای انقلاب» کار خود را متوقف خواهد کرد. ‌باید تاکید کنم که ضرورت چنین سازوکاری برای انقلاب ما به ویژه در شرایط کنونی کاملاً ضروری است. فعالیت این جبهه از ابتدا هم عنوان شد که فصلی نبوده و همچنان مسئولیت خود را پی می‌گیرد و در شرایطی که ضرورت ساماندهی نیروهای انقلاب بیشتر احساس می‌شود، سخن گفتن از تردید و رکود نه منصفانه و نه با واقعیت هماهنگ است.
بنابراین تا این لحظه هر دو جناح سیاسی مسلط بر فضای سیاسی کشور نتوانسته‌اند به یک جمع‌بندی و برنامه مدون برای انتخابات پیش‌رو برسند. درواقع احزاب در این میان می‌توانند نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کنند؛ نقشی که باید بسیار پررنگ‌تر از فعالیت‌های گذشته‌شان باشد. در این میان نباید از عدم تحزب واقعی در کشور چشم‌پوشی کرد. درواقع نبود تحزب یکی از مهم‌ترین مشکلات جریان‌های سیاسی در کشور است. بررسی اجمالی نوع رفتار احزاب و جبهه‌های سیاسی در طول این مدت نشان می‌دهد که برگزاری انتخابات، نقطه اوج اقدامات آنان بوده و انتخابات، نقطه عطف فعالیت‌های‌شان است. این در حالی است که کارکرد احزاب تنها به انتخابات ختم نمی‌شود و کادرسازی و فعالیت در دورانی غیر از انتخابات یکی از اصول اولیه‌ای است که باعث نفوذ بیشتر احزاب در جامعه و پایداری آنها خواهد بود اما در ایران، انتخابات‌زدگی به نقطه ضعف احزاب و جبهه‌های سیاسی بدل شده است.
جریان‌های سیاسی باید توجه داشته باشند که انتخابات اسفندماه در همین شرایط برگزار می‌شود بنابراین نباید منتظر معجزه‌ باشند. این احزاب سیاسی هستند که باید فضا را برای مشارکت حداکثری فراهم کنند. اصلاح‌طلبان بدانند که دیگر با راهکارهای قبلی و حتی به گفته رئیس دولت اصلاحات یک شخصیت کاریزماتیک مانند وی قادر نخواهند بودند با فراخوان خود مشارکت سیاسی را بالا ببرند. در مقابل اصولگرایان نیز بدانند دیگر با زدن و حمله به جناح رقیب نمی‌توانند پیروز رقابت‌های انتخاباتی باشند.
جریان‌های سیاسی اگر بخواهند همچنان مانند گذشته ابهام‌آمیز تصمیم‌گیری کرده و مانند گذشته عمل کنند صددر‌صد خروجی خوبی نخواهند داشت و بدنه اجتماعی دیگر با آنها همراهی نخواهند کرد. زمانی که یک جریان سیاسی در جامعه دارای تاثیرگذاری است باید بتواند خودش را متناسب با شرایط پیش ببرد. اگر همچنان می‌خواهد در عرصه و صحنه سیاسی کشور باقی بماند قطعا باید یک آسیب‌شانسی در رابطه با عملکرد و رفتارها داشته باشد.
رزرو هتل