علیرضا صدقی در مدار مخالفت با منافع ملی

ماجرای مخالفت مدیران صدا و سیما با قوه مجریه در ادوار مختلف، قصه‌ای تکراری است. موارد بی‌شماری وجود دارد که اتاق فکر و تصمیم‌سازان صدا و سیما بدون توجه به آراء عمومی و دولت منتخب از رای مردم، بی هیچ ملاحظه و حتی انصافی دولت را مورد هجوم و حمله قرار داده‌اند. از حذف رئیس جمهوری و ارکان دولت در برنامه‌های خبری صدا و سیما گرفته تا ساخت مستندواره‌هایی دستچین و پیرایش شده با هدف تخطئه دولت، تنها بخشی از سازوکار صدا و سیما در مقابله با هر جریان سیاسی مخالف سلیقه مدیران آن است.
دستگاه عریض و طویل صدا و سیما که هم از بودجه عمومی ارتزاق می‌کند و هم خود به یک بنگاه اقتصادی ـ البته ناکارآمد ـ تبدیل شده، روایتی غیرواقعی و متوهمانه را از این سازمان به تصویر می‌کشد. صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به ویژه طی دو دهه اخیر از مسئولیت‌های اصلی و ملی‌اش فاصله گرفته و در مقام ارگان یک جریان سیاسی، بخش قابل توجهی از کنش‌گران، فعالان، نخبگان و اندیشمندان جامعه را حذف کرده است.
این رویکرد تاسف‌بار، خطرخیز و مغایر با انگاره‌های مرتبط با منافع ملی که بارها و بارها مورد انتقاد دلسوزان و اصحاب رسانه و متخصصان امر قرار گرفت، مدتی است که ابعاد تازه‌تر و صد البته خطرناک‌تری پیدا کرده است. موضوع نگران‌کننده تصمیم اتاق فکر ناپیدای صدا و سیما در تغییر گروه مخاطبان برنامه‌های خاص این سازمان است. اگر تا پیش از این موضوع تنها در بخش‌های خبری ـ کپی‌برداری شده از شبکه‌های ماهواره‌ای ـ و مستندواره‌های سفارشی پیگیری و دنبال می‌شد و مخاطبانی خاص با رویکردهایی مشخص داشت، امروز دامنه و ضریب نفوذ این دست برنامه‌ها نه گروه مخاطبان خاص، که در پی القا اندیشه‌ای ناصواب در ذهن مخاطبان عام است.
اتاق فکر سازمان در تلاشی عجیب و باورناپذیر، بدون توجه به منافع ملی و خطرات احتمالی ساخت و پخش برخی برنامه‌های تفریحی، اهداف جناحی، غیرملی و سازمان‌یافته خود را از طریق چنین برنامه‌هایی دنبال می‌کند. بدون تردید ساخت سریال به غایت مزورانه «گاندو» را می‌توان یکی از نمودها و خروجی‌های اصلی این اتاق فکر ناپیدا دانست.
تصمیم‌سازانی که حمله و تخطئه دولت را به هر قیمتی توجیه‌پذیر و لازم می‌دانند در این مسیر حاضرند تا منافع ملی، اعتماد عمومی و اطمینان به نهادهای جمهوری اسلامی را قربانی کنند. ارائه تصویری ساده‌لوحانه، نفوذپذیر و مملو از جاسوسان و نفوذی‌ها در ساختار دولت را چطور و با چه متر و معیار و سنجه‌ای می‌توان در حوزه صیانت از منافع ملی تعریف کرد؟
به نظر می‌رسد موقعیت خاص صدا و سیما و انحصار رسانه‌های صوتی و تصویری در دست این سازمان، یکی از اصلی‌ترین دلایل اتخاذ چنین رویکردهایی در صدا و سیما باشد. مدیران مجموعه‌ای که هرگز به هیچ نهادی پاسخگو نیست، هیچ رسانه مشابهی توان همآوردی با آن را ندارد، از ضریب امنیتی بسیار بالایی برخوردار است، با نهادهای قدرت پیوندی تنگاتنگ دارد، متکی بر آراء عمومی نیست و از جریانی خاص تغذیه می‌شود، چرا باید منافع ملی را مدنظر قرار دهند؟ به طور کلی چرا باید دغدغه‌مند مباحثی چون صیانت از نهادهای مردم‌سالاری مانند دولت و مجلس باشند؟ طبیعی است مادام که این وضعیت وجود داشته باشد، نمی‌توان انتظاری جز آنچه تاکنون از سوی صدا و سیما مشاهده شده است، از آن داشت.
شاید لازم باشد تا زعمای قوم و بزرگان نظام یک بار برای همیشه این انحصار ناعادلانه را بشکنند و اجازه دهند همه جناح‌ها و جریان‌های سیاسی رسانه خود را داشته باشند یا تدبیری تازه برای ترکتازی‌های صدا و سیما بیندیشند.
رزرو هتل