شهرام گیل‌آبادی در نشست خبری نمایش«عاشقانه‌های خیابان» مطرح کرد «خونه مادری» کجاست؟

فاطمه امین‌الرعایا
«از پله‌برقی پایین می‌آید، روی صندلی‌های زردرنگ می‌نشیند و کوله‌اش را روی صندلی کناری می‌گذارد. گره کیسه‌های بزرگ و سنگین خاکستری را باز می‌کند و انبوه لباس‌ها را از یکی از کیسه‌ها بیرون می‌کشد و روی دستش می‌اندازد. صدای رسیدن قطار می‌آید. گردن می‌کشد تا به انتهای تونل نگاهی بیندازد، نوری از دل سیاهی دیده می‌شود. می‌ایستد، کوله‌اش را روی دوش می‌اندازد، روسری‌اش را مرتب می‌کند. لباس‌ها را روی دستش می‌چیند و با دست دیگر، دو کیسه را روی زمین به دنبال خودش تا جلوی در قطار می‌کشاند. در باز می‌شود، دو سه نفری پیاده می‌شوند و او سوار. رو به جمعیتِ بی‌حوصله می‌گوید: «سلام خانوم خوشگلا، صبح‌تون بخیر، لباس‌های زنونه دارم...» و این داستان تکراری هر روز زندگی او است...». حتما شما هم بارها این تصویر را در قطارهای مترو دیده‌اید. همین تصویر، دستمایه تئاتر جدید شهرام‌ گیل‌آبادی است که روز گذشته نشست خبری آن برگزار شد، نشستی پر از روایت‌های دردناک و عجیب که شاید خیلی وقت‌ها خیلی‌هایمان ترجیح بدهیم چشم‌ها و گوش‌‌هایمان را ببندیم و نبینیم که زندگی ممکن است گاهی بسیار سیاه‌تر از آن چیزی باشد که ما تصور می‌کنیم.
روز گذشته، نشست خبری نمایش «عاشقانه‌های خیابان» با حضور شهرام گیل‌آبادی (کارگردان)، عوامل دیگر این تئاتر، مدیرعامل و مدیران دیگر «جمعیت طلوع بی‌نشان‌ها» و زهره آشتیانی دبیر فراکسیون خانواده مجلس و چند نفر از دستفروشان زنی که در مترو کار می‌کنند، در خانه هنرمندان برگزار شد. امکان خرید از این زنان در خارج از سالن نیز فراهم بود. حضور پررنگ و پرتعداد خبرنگاران و عکاسان از دیگر نکات جالب توجه بود. گیل‌آبادی در این نشست با اشاره به واقعه تیراندازی در محوطه «تئاتر شهر» گفت: از اتفاق دیروز تئاتر شهر نگرانم. تئاتر شهر را باید از بی‏تدبیری آزاد کرد. متاسفم تئاتر شهر که نماد نمایش در ایران است، تبدیل به جولانگاه بی‌تدبیری شده است و آن‌قدر مورد تعرض قرار گرفته که تبدیل به مکانی ناامن شود و آنقدر این روند ادامه پیدا کرده که تیراندازی می‌شود و افرادی به داخل تئاتر شهر می‌روند و تعدادی هم سعی می‌کنند در تئاتر شهر را بشکنند. این اتفاقات قابل پذیرش نیست. امیدوارم تئاتر شهر از بی‌تدبیری آزاد شود.
او در ادامه سخنانش از تهدید‌هایی گفت که در چند روز گذشته برخی رسانه‌ها در تماس با او مطرح کرده بودند. او گفت: وقت آن رسیده که بعضی از رفقا، قلم‌به‌مزدی را کنار بگذارند و گاهی اوقات قلم به سمت مردم حرکت کند و این قلم تبدیل به صدای مردمی شود که صدا ندارند. حرف نزدن از آسیب اجتماعی، راه‏حل نیست که رسانه‌ای به سمت تهدید برود که به ما بگوید «اگر به این موضوعات بپردازید، ما طور دیگری عمل می‌کنیم»! هر طور که دوست دارید عمل کنید! برای من تفاوتی ندارد! ما تا انتهای راهی که انتخاب کرده‌ایم، پیش می‌رویم.
او در ادامه افزود: ما در حوزه آسیب‌های اجتماعی، وارد فضای سانتی‌مانتال نشده‌ایم. این‌ها واقعیت جامعه ما است. آیا باید روی این واقعیت‌ را پوشاند یا باید به دلِ آن رفت تا آن‌ها را حل کرد؟ کدام راه را باید انتخاب کنیم؟ فکر نکنیم که آسیب اجتماعی درِ خانه ما را نمی‌زند؟ آن رسانه محترمی که فکر می‌کند باید این موضوعات را پنهان کرد و ما که به سمت مطرح کردن‌شان می‌رویم، سیاه‌نمایی می‌کنیم، تصور نکند این موضوع، موضوع خانه او نیست. به یقین اعتیاد چیزی نیست که تنها در بعضی خانه‌ها خودش را نشان بدهد. مطمئن باشید تا زمانی که ما با بی‌تدبیری به مقابله با آسیب‌های اجتماعی می‌رویم، این موضوع در هر خانه‌ای ممکن است رخ بدهد. متاسفم که باید این‌گونه شروع کنم اما باید این‌گونه آغاز می‌کردم که هیچ رسانه‌ای به خودش جرئت ندهد با من تماس بگیرد و بخواهد آزادی بیانی را که به عنوان یک فرد هنری دارم، سلب کند. ما در کنار دیگر رفقایمان که پایمردی کرده‌ و به این موضوعات ورود کرده‌اند، خواهیم بود و این کار را ادامه می‌دهیم. پرداختن به آسیب‌های اجتماعی برای من یک اعتقاد است، نه یک روش ساندویچی دست‏مالی‌شده. من به این اعتقادم ادامه می‌دهم و امیدوارم سطح آسیب‌های اجتماعی در جامعه‌ام کم و کمتر شود تا به شهری که در آن زندگی می‌کنیم، افتخار کنیم نه اینکه بخواهیم برخی نقاط را پنهان کنیم. شهر ما باید تبدیل به محلی شود که افراد در آن نفس بکشند نه اینکه آن اتفاق در تئاتر شهر بیفتد. آن دستفروشی که کنار خیابان دستفروشی می‌کند، از روی نیاز به اینجا رسیده است.
گیل‌آبادی با اشاره به تحقیقاتی که برای نگارش متن این نمایش انجام‌ داده‌اند، گفت: ما در طی یک‌سال و نیم پیش که تحقیقاتی را برای این نمایش آغاز کردیم با 78 زن دستفروش مترو گفت‌وگو کرده‌ایم. در این میان به بچه‌هایی رسیدیم که HIV دارند و مشخص نیست چه سرنوشتی خواهند داشت. «عاشقانه‌های خیابان» یک اثر پژوهشی است که کار را به شکل پژوهشی و تیمی پیش بردیم. آقای عباس‌پور کار را انجام داد. زنان دستفروش در مترو احساس امنیت بیشتری دارند. اما چند آسیب جدی دارند که کار بعدی را بر اساس کودکان خواهیم نوشت‌. اکثر زنان دستفروش در مترو، سرپرست خانوار هستند. 62 درصد این افراد فرزند دارند که نمی‌دانند وقتی از خانه بیرون می‌روند، نمی‌دانند آن‌ها را کجا بگذارند و قصه‌های اسفناکی درباره کودکانی که در خانه تنها می‌مانند و در روی آن‌ها قفل می‌شود.
او در ادامه به بیان چند نمونه از این قصه‌ها پرداخت. گیل‌آبادی با بیان اینکه باید گونه‌های مختلف دستفروشی را از هم تفکیک کرد، ادامه داد: در این اثر الهام پاوه‌نژاد، ژاله صامتی و سیما تیرانداز ایفای نقش می‌کنند و این بازی‌ها از محیط مترو کار خود را آغاز کرده و بچه‌ها تجربه‌های میدانی داشته‌اند و همچنین با چند نفر از کسانی که در مترو امرارمعاش می‌کنند، صحبت کرده‌اند. بنابراین امیدواریم در اوج دریافت حسی، منطقی، عاطفی و فلسفی‌ای که داریم، کاری درونی را به نمایش بگذاریم و در اجرا هم محملی ایجاد کنیم که مردم حرف خودشان را بزنند. ما در این عاشقانه به دنبال مطرح کردن نکاتی بوده‌ایم، اینکه کودکان این افراد کجا هستند؟ و اگر بتوانیم در ذهن مردم با مطرح کردن این سوال که «خونه مادری کجاست؟» کاری کنیم که مشکلات خودشان را فقط می‌توانند با دست خودشان حل کنند، کار افرادی مثل اکبر رجبی مشهود (مدیرعامل جمعیت طلوع بی‌نشان‌ها) و مژگان علی‌شاهی (مدیر خانه مادری) راحت‌تر انجام شود.
در ادامه این نشست رجبی مشهود که او را به نام «عمو اکبر» می‌شناسند، گفت: باور دارم شما اهالی رسانه قدرت بسیار بالایی دارید، آقای گیل‌آبادی ناراحت است که دیشب در محوطه تئاتر شهر، تیراندازی شده اما من به شما می‌گویم که سال پیش همانجا داستانی اتفاق افتاد که شبیه انفجار یک بمب بود که الان صدایش بلند شده است. سال گذشته، همین زمان‌ها پسری را در چهارراه ولیعصر پیدا کردیم که گوشه چشمش کمی قی و عفونت کرده بود. پس از معاینه سه دکتر در نهایت دستور تخلیه چشم او را دادند، این اتفاق در همین چهارراه ولیعصر رخ داد که خیلی از هنرمندان و فرهیختگان از آنجا رد می‌شوند. چشم این بچه تخلیه شد و هنوز هم همانجا است. هیچ کدام‌مان ندیدمش. درد، اعتیاد یا فقر نیست؛ درد بی‌تفاوتی ما مردم است، بی‌تفاوتی آدم‌هایی که حاضر نیستند کار بکنند. کنایه چشم آن بچه که کور شد، این است که چشم این شهر کور است. من می‌گویم در این شهر بمب ترکیده است، چه بخواهیم قبول کنیم و نه!
او در ادامه درباره شکل‌گیری «خونه مادری» افزود: تابستان پارسال فرزند مادری را پیدا کردیم که مادرش دستفروش بود. آنقدر هوا گرم شده بود و آب نخورده بود که وقتی به او آب دادیم، از دهانش مثل وقتی که پیکان جوش می‌آورد، آب به بیرون پاشید. در این شهر هیچ‏کس نفهمید که آب به این بچه بدهد. دلیل به‌وجود آمدن خانه مادری در دروازه غار این است که اگر زنی دستفروشی می‌کند، بتواند فرزندش را جایی بگذارد که تا شب از او نگهداری شود و بابت این نگهداری از او پولی نخواهند.
در بخش دیگری از این نشست، بهمن عباس‌پور، نویسنده این اثر با اشاره به حضورش در میان کارتن‌خواب‌ها گفت: من پیش از رودرویی با این افراد از کارتن‌خواب‌ها بدم می‌آمد اما اکنون چنین فکری نمی‌کنم و با نوشتن این نمایشنامه سعی کردم این نگاه اشتباه را تغییر دهم و حرف‌های نگفته تک تک کارتن‏خواب‌ها دیده و نوشته شود. وقتی در میان آنها بودم فهمیدم این افراد اتفاقاً زنده‌اند و دغدغه همدیگر را دارند.
در ادامه این نشست، الهام پاوه‌نژاد و رضا یزدانی که بازیگران این تئاتر هستند از دغدغه‌های خود برای ایفای نقش‌هایشان گفتند. همچنین ابراهیم حقیقی، طراح پوستر این نمایش، و زهره آشتیانی، دبیر فراکسیون خانواده مجلس به ارائه سخنانی پرداختند. یکی از موضوعات تاثیرگذار این نشست، داستان‌های کودکانی بود که از زبان مژگان علی‌شاهی، مدیر «خونه مادری» بازگو می‌شد. کودکانی که با مشکلات فراوانی دست‌و پنجه نرم می‌کنند و «خونه مادری» تلاش می‌کند تا کمی از مشکلات‌شان را حل کند.
این نشست طولانی و تاثیرگذار با رونمایی از پوستر نمایش «عاشقانه‌های خیابان» به پایان رسید.
سایر اخبار این روزنامه
رزرو هتل