سونامی دیپلماسی غرب علیه ایران

علی آهنگر- اتفاقاتی که در روزها و هفته‏های گذشته شاهد آن بودیم، بی‏شباهت به یک سونامی دیپلماسی از سوی غرب به سمت ایران نیست. این سونامی دیپلماتیک طی روزهای گذشته در چندین موضوع حساس و نگران‏کننده جلوه‏های خود را بیشتر نشان داده است. نگاهی عمیق‏تر به زوایای این سونامی حیرت‏آور شاید بتواند جنبه‏های مختلف آن را در یک نگاه کلی در معرض نمایش بگذارد.
نقطه آغازین این سونامی، خروج یکجانبه و غیرقانونی ترامپ از توافق برجام بود؛ خروجی که حالا قریب یک سال از آن می‏گذرد و تحریم‏های پیامد آن توانسته است مشکلات زیادی را در فروش نفت ایران و تعاملات مالی کشورمان با جهان خارج به وجود بیاورد. یکی از زوایای قابل‏توجه این سونامی، مانور مشترک نظامی آمریکا و سه کشور اروپایی در خلیج فارس بود که در 21 فروردین‏ماه رسانه‏ای شد.
انجام این مانور در منطقه خلیج‏فارس و در شرایط کنونی روابط ایران با غرب، به یقین دارای معنا و مفهومی است که دانشکده‏های نظامی و تحلیل‏گران امور استراتژیک به آن توجه خاصی مبذول می‏دارند. اتفاق دیگر، توئیت سفیر فرانسه در واشنگتن بود. هرچند که این توئیت با اعتراض دیپلماتیک ایران روز یکشنبه 25 فروردین از صفحه توئیتر سفیر حذف شد اما نمی‏توان باور کرد که از فکر و عمل اروپاییان نیز پاک شده باشد. در این پیام توئیتی، سفیر فرانسه، غنی‏سازی اورانیوم بعد از سال 2025 را برای ایران غیرلازم عنوان کرده بود که با اعتراض شدید دستگاه دیپلماسی و شخص وزیر خارجه مواجه شد. موضوع دیگر، تمرکز سه کشور اروپایی بر روی برنامه موشکی ایران و درخواست از سازمان ملل برای تهیه گزارش در این زمینه بود. تروریستی خواندن سپاه پاسداران از سوی ترامپ اقدامی است که بیشتر از هر تحرک دیگری حساسیت‏برانگیز و معنادار است. این اقدام آمریکا بدون شک نمی‏تواند بدون تبعات در آینده باشد. نکته حائز اهمیت دیگر خبری بود که روز یکشنبه رسانه‏ای شد و آن اعلام‏نظر روسیه در خصوص جنگ بین ایران و اسراییل بود. روس‏ها در این پیام هرچند معتقدند که رژیم اسراییل جرئت حمله به ایران را ندارد، اما بلافاصله اضافه کردند که در صورت وقوع چنین جنگی، موضع روسیه یقینا بی‏طرفی خواهد بود. اعلامی که شاید بتوان از آن به یک چراغ سبز به رژیم صهیونیستی برای تشبث به یک عمل جنون‏آمیز تعبیر کرد. در مقابل تمام این اتفاقات، تقریبا شاهد نوعی بی‏عملی از سوی دستگاه دیپلماسی کشور هستیم. در حالی که هرروز رفتارهای دیپلماتیک غرب علیه ایران شمولیت بیشتری می‏یابد و تبدیل به یک سونامی دیپلماسی علیه کشورمان می‏شود، تا بدین حد بی‏عملی می تواند نگران‏کننده و مسئله‏آفرین باشد. به نظر می آید ایران امروز در شرایطی قرار گرفته است که بی‏عملی دیپلماتیک، بدترین و شاید خطرناک‏ترین گزینه انتخابی باشد. از سوی دیگر، آمریکای ترامپ اکنون در شرایطی است که برای رسیدن به امیال خود ممکن است و احتمال دارد دست به هر عمل جنون‏آمیزی بزند. در این شرایط، هوشمندی دیپلماتیک آن است که نگذاریم دشمن در آوردگاه دیپلماسی بدون رقیب و یکه‏تاز صحنه باشد. معطل نگاه‏داشتن شرایط به آن امید که در انتخابات 2020 در ایالات متحده حزب رقیب ترامپ پیروز صحنه باشد شاید گزینه نتیجه‏بخشی نباشد زیرا از یک سو معلوم نیست ترامپ صندوق انتخابات را به یاران جان کری ببازد و از سوی دیگر، حتی با احتمال پیروزی حزب رقیب نیز شرایط برای ایران دچار تغییرات اساسی و خاصی نخواهد شد. چرا که مذاکره‏بازان حزب دموکرات، نتایج به‏دست‏آمده از سوی ترامپ را آسان از دست نخواهند داد. افزون بر همه اینها، اینکه با فرض بسیار اندک پیروزی حزب رقیب، آماده‏سازی برای هر گونه گفت‏وگو، به دو سال زمان نیاز خواهد داشت که تا آن زمان دیگر رمقی برای اقتصاد ایران باقی نخواهد ماند. آنچه از زوایای سونامی دیپلماسی غرب و به‏ویژه آمریکا علیه ایران حاصل می شود این است که ترامپ و تیم حامی او ممکن است خود را به دست گذر زمان نسپارند. آنها به یقین دریافته‏اند که ایران در فکر بهره‏گیری از گذر زمان است بنابراین چه استبعادی دارد که آنها خود را از چنگ زمان رها نساخته و دست به عمل جنون‏آمیزی مانند جنگ نزنند؟ تجربه‏های تاریخی نشان داده است که ابتکار عمل دیپلماتیک می‏تواند خیالات و اندیشه‏های شوم دشمنان را علیه ایران به یاس تبدیل کند.
خرید بلیط