روحی در مسیر کوشک گچسر




سعید برآبادی
روزنامه نگار
یکی از آن معدود دفعاتی‌ بود که زمانه، چند روزی به آن «خبرِ هولناک» فرصت داد و سایه کشیده اما لرزان و غنوده استاد احمد اقتداری لارستانی هنوز بالای سر ما مانده بود؛ از چه حرف می‌زنیم؟ از درنگی به اندازه چند روز در فاصله دو خبر هولناک یا از 94 سال (بخوانید یک قرن) که او زیست و هیبتش چون خلیج فارسِ دست به گریبان با طوفان و غوغای جاشوان ماند و دست آخر استیصال جسم در برابر روح؟
به‌مثابه یک پژوهشگر: تقریباً 10 سال پیش، مرحوم اقتداری روی دو برگ کاغذ، وصیتنامه‌اش را به طور رسمی منتشر کرد. دستخط لرزانی دارد اما شبیه به همه پدربزرگ‌ها، خوانا و روشن است: «امیدوارم وصی مزبور، از راه لطف سعی کند مرا طوری به گراش برساند که در یک صبح‌گاه روزی مراسم کفن و دفن تمام شود و در ظهر همان روز در حسینیه اعظم گراش به طور عام از همه رهگذران دعوت کنند که برای صرف ناهار در حسینیه حضور یابند و ناهاری ساده و عمومی به همه مردمی که بر سر سفره بدون دعوت رسمی و مکتوب حاضر شوند تقدیم نماید.» پیکر پژوهشگری قرار است به خانه‌اش در 355 کیلومتری جنوب شیراز برگرد

منبع خبر:

خرید بلیط