خانه مادری هوشنگ ابتهاج صبح روز گذشته تخریب شد سایه «سایه» بر سر خانه مادری

گروه ایرانشهر: دیری نپایید که سخن هوشنگ ابتهاج به واقعیت بدل شود؛ «وقتی خود آدم نمی‌ماند حالا خانه هم نماند». حالا دیگر خانه‌ای در رشت نیست که خانه مادری این شاعر «ارغوان»ی باشد. شاعری که سایه‌ عقایدش بر سر خانه مادری سبب شد تا تخریب شود. مسئولان میراث فرهنگی اگرچه وعده ثبت ملی و تبدیل شدن آن به خانه فرهنگ و ادبی فارسی را داده بودند، اما سرانجام مالک در صبح روز 23 فروردین 98 دست به تخریب این خانه زد. مدیرکل میراث فرهنگی گیلان عقاید کمونیستی این شاعر را دلیلی بر عدم توان سازمان میراث برای حفظ آن از خطر تخریب عنوان کرد.
«شب آمد و دل تنگم هوای خانه گرفت، دوباره گریه بی طاقتم بهانه گرفت» شاید وقتی هوشنگ ابتهاج این شعر را می‌سرود هرگز به ذهنش خطور نمی‌کرد که روزی باید با خانه مادریش در شهر رشت اینگونه وداع کند، خانه‌ای که به قول خودش می‌تواند آن را با تمام جزئیات نقاشی کند. هرچند او آنقدر از واقعیت زندگی باخبر است که می‌گوید: «من از ابتدا نخواستم که وارد این موضوع شوم، زیرا برایم اهمیتی ندارد که می‌خواهند چه بلایی سر این خانه بیاورند. برایم آدم‌هایی که در این خانه زندگی می‌کردند اهمیت داشتند که دیگر نیستند؛ حالا سر این خانه هر بلایی که می‌خواهند، بیاورند.»
خردادماه سال 96 بود که تصاویر یک خانه قدیمی و دوطبقه که روی دیوارش تصاویر کودکانه نقاشی شده -گویا مدرسه یا مهدکودکی در آن دایر بوده- سراسر شبکه‌های مجازی را پر کرد. تصاویری که حکایت از تعلق این خانه به شاعر پرآوازه معاصر ایران هوشنگ ابتهاج (هـ. ا. سایه) داشت. خانه‌ای که به گفته برخی از همشهریان این شاعر، از احتمال تخریبش به دلیل ثبت ملی نبودن خبر می‌داد. در آن شرایط میراث فرهنگی استان گیلان معتقد بود نخست باید تعلق این بنا توسط خانواده ابتهاج تایید شود. چندی بعد در مردادماه همان سال، رضا علیزاده، مدیرکل وقت میراث‌ فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گیلان از گذراندن مراحل آخر ثبت خانه‌ «ابتهاج» در میراث فرهنگی خبر داد.
اما بعد از گذشت چندماه، فرهاد نظری، مدیرکل دفتر ثبت آثار تاریخی در آبان‌ماه سال ۹۶ اعلام کرد پرونده خانه «ابتهاج» ناقص است. او عنوان کرد: «در نامه‌ای به اداره‏کل میراث‌ فرهنگی استان گیلان درخواست کرده‌ایم تا اسناد و مدارک متعلق به این خانه تکمیل شود، دست‌کم به یک دست‌نوشته از آقای ابتهاج نیاز داریم تا تعلق این خانه به خانواده ابتهاج ثابت شود.» همچنین چندی بعد از تولد ۹۰ سالگی ابتهاج، رضا رسولی، عضو شورای شهر رشت، از تصویب طرحی خبر داد که قرار بود الزام شهرداری رشت به خرید خانه زادگاه هوشنگ ابتهاج و گلچین گیلانی در محله استادسرا و تبدیل آن به «بنیاد شعر و غزل سایه» را در پی داشته باشد. همان زمان‌ها بود که هوشنگ ابتهاج پس از تلاش بسیار خبرنگاران بالاخره در این رابطه واکنش نشان داد و در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: «من از ابتدا نخواستم که وارد این موضوع شوم، زیرا برایم اهمیتی ندارد که می‌خواهند چه بلایی سر این خانه بیاورند. برایم آدم‌هایی که در این خانه زندگی می‌کردند اهمیت داشتند که دیگر نیستند؛ حالا سر این خانه هر بلایی که می‌خواهند، بیاورند.» او در پاسخ به این‌که میراث فرهنگی گفته است با دو خط نوشته این شاعر می‌تواند این خانه را ثبت کند گفت: «چرا من باید این دو خط را بنویسم؟ همه می‌دانند این خانه برای ماست. اهالی آن‌جا این را می‌دانند. آدم‌هایی که در شهرداری هستند این را می‌دانند. واقعا به چنین چیزی احتیاج است؟ دخترم در جریان این موضوع است، البته یلدا از روی احساسات وارد این موضوع شد. دخترم در این خانه زندگی نکرده و در تهران به دنیا آمده است. سند این خانه منتشر شده است. در اینترنت هم هست، در ایمیل من هم آمده است. برای من هم فرستاده‌اند که این خانه برای خانم عالیه رفعت بوده و بعد به فاطمه ابتهاج رسیده و از خانم فاطمه ابتهاج به من و خواهرهایم رسیده. سند وجود دارد که از امضای دوخطی من بیشتر اهمیت دارد، با اسم و جزئیات. به نظرم این‌ها همه بهانه است.»
بعد از گذشت یک‌ سال، دوباره زمزمه‌های تخریب این خانه بلند شد. آن زمان شهرود امیرانتخابی، مدیرکل‌ میراث‌ فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گیلان در توضیحی درباره صدور مجوز تخریب خانه مادری این شاعر پیشکسوت و اقدام این نهاد برای مقابله با آن گفت: «ما پیگیر ثبت این خانه هستیم و با مالک فعلی خانه صحبت کردیم تا به ما فرصتی بدهد که این خانه خریداری شود. استاندار گیلان نیز وارد این موضوع شده است و می‌خواهد به هر نحوی که شده خانه را حفظ، ثبت و نگهداری کنیم.» بالاخره خانه مادری سایه پس از چندین‏سال کش‏و‏قوس بر سر حفظش، روز گذشته تخریب شد و سازمان میراث فرهنگی برخلاف انتظاراتی که فعالان میراث و میراث‏دوستان از این سازمان دولتی داشتند نتوانست این بار هم حافظ فرهنگ و گذشته ایران باشد.
شهرود امیرانتخابی، مدیرکل میراث فرهنگی گیلان درباره علت تخریب خانه مادری هوشنگ ابتهاج (هـ. ا. سایه) در رشت و پاسخ به انتقادها در این باره به ایسنا گفت: «اولا که این خانه در سال ۴۰ به کسی فروخته شده بود. میراث فرهنگی زمانی می‌تواند یک خانه را ثبت کند که مالک شخصی آن رضایت داشته باشد. این مشکلی بود که برای ثبت این خانه داشتیم. ما در صحبت‌هایی که با اعضای شورای شهر هم داشتیم، آن‌ها هم راضی بودند که این کار انجام شود و گفتند که اعتباری را گذاشته‌اند تا این خانه را بخرند و قرار شد که اگر آن‌ها خانه را بخرند ما آن را ثبت کنیم. اما قبل از این‌که ما به این جریان وارد شویم، مجوز ساخت داده شده بود و مالک خانه را به پیمانکار داده بود و قراردادش را هم بسته بود؛ یعنی از طرف شهرداری مجوز ساخت داده شده بود. بعدا گفتند که ما اعتبار می‌گذاریم و آن را می‌خریم.» او افزود: «مالک‌ هم به ما مراجعه کرده و گفته بود که به ثبت خانه راضی نیست. این‌ها که خانه را تخریب کردند ترس داشتند که جمعه برای تخریبش رفتند، چون بالاخره جمعه همه اداره‌ها تعطیل هستند. حتی ما تا آخرین مرحله کارهای ثبت‌ خانه در تهران پیش رفته بودیم.» مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان گیلان سپس با اشاره به علت دیگری که دلیل جلوگیری از ثبت خانه ابتهاج بوده است، گفت: «این را هم بگویم که به‌خاطر گرایش‌های سیاسی آقای ابتهاج دست ما بسته بود. نباید همه تقصیرها را هم به گردن شهرداری انداخت. آن‌طور که به ما گزارش داده‌اند، گفته‌اند آقای ابتهاج در آخرین اظهاراتش هم گفته و پافشاری کرده که «من کمونیست هستم و سر ایده‌هایم هم هستم.» گفتند کسی که کمونیست است چطور می‌خواهید آثارش را ثبت کنید؟ ما حتی مجوز سردیس او را هم را نتوانستیم بگیریم تا در میراث روستایی‌مان بگذاریم. این حرف نهایی‌شان بود که حتی اگر شهرداری هم خانه را می‌خرید این گیر وجود داشت.» او در ادامه تاکید کرد: «اگر خانواده ابتهاج مالک آن خانه بودند و می‌گفتند که خانه‌شان را ثبت کنیم، آن‌وقت ما با فراغ بال می‌توانستیم پیگیری کنیم.» امیرانتخابی همچنین گفت که از وقتی به این سمت رسیده است، یعنی آبان‌ماه سال گذشته مجوز ساخت به مالک داده شده بود. او در این‌باره افزود: «اما چون برخی از اعضای شورا درباره این خانه دغدغه داشتند، مالک نمی‌توانست آن را خراب کند و بسازد. اما من شنیده‌ام که این تایید را به آن‌ها داده‌ و گفته‌اند که بسازید و توپ را به سمت میراث می‌اندازند در حالی که میراث تا وراث و مالک رضایت ندهند ممکن نیست که خانه‌ای را ثبت کند.»
تخریب خانه مادری هوشنگ ابتهاج در فضای مجازی بار دیگر سروصدای بسیاری برپا کرده است و برخلاف پدر، یلدا ابتهاج، دختر هوشنگ ابتهاج در اولین ساعت انتشار این واکنش نشان داده است. او در صفحه شخصی‌اش نوشته است: «افتاده‌ام از دیروز در تب و درد تن و امروز خبر رسید آخر! خانه مادری سایه در رشت فرو ریخت... گفته و نوشته بودند بارها: خانه ابتهاج در رشت بنیاد شعر و ادب می‌شود. خانه کودکی ابتهاج در رشت ثبت ملی می‌شود .... شما را چه به فرهنگ، هنر، شعر و ادب! دلتنگم و با هیچ‌کسم میل سخن نیست، کس در همه آفاق به دلتنگی من نیست»
سایر اخبار این روزنامه
خانه مادری هوشنگ ابتهاج صبح روز گذشته تخریب شد سایه «سایه» بر سر خانه مادری محمدعلی وکیلی تولدِ عنصرهمدلی وهمبستگی «ابتکار» از پیامدهای ممنوعیت‌های فراوان صادراتی گزارش می‌دهد بازارهایی که از دست می‌روند بیماری‌های مناطق سیل‌زده و راهکارهای پیشگیری، تشخیص و درمان آ‌ن‌ها مرور شد سیل در کمین سلامتی بیماری‌های مناطق سیل‌زده و راهکارهای پیشگیری، تشخیص و درمان آ‌ن‌ها مرور شد سیل در کمین سلامتی نمایشگاه بین‌المللی کتاب با وجود مشکلات بسیار به پیشواز سی‌و‌دومین دوره می‌رود دو با مانع کتاب «ابتکار» از مصوبه انتخاباتی مجلس و حذف برابری یک دوره نمایندگی با یک مقطع تحصیلی گزارش می‌دهد ارتش سودان بامداد پنجشنبه عمر البشیر رئیس‌جمهوری این کشور را از قدرت برکنار کرد آوار خشم مردم بر سر عمر البشیر معاون پارلمانی رئیس‌جمهوری: دولت در هر شرایطی در کنار مردم خواهد بود نعمت احمدی در گفت‌وگو با «ابتکار»: آمریکا حق ندارد ایران را تروریست معرفی کند
خرید بلیط