آنها زنان را با سیلی می‌نوازند

محمد معصومیان
گزارش‌نویس
«لحظه‌ای که کتک می‌خوردم و سرم کوبیده می‌شد به در و دیوار، وقتی روی سینه‌ام می‌نشست و دستش را روی دهنم می‌گذاشت تا خفه‌ام کند، لحظه‌ای که همه جا سیاه می‌شد و دیگر رو به مرگ می‌رفتم، با خودم فکر می‌کردم چرا ادامه می‌دهم؟» بیتا حالا 4 سال است جدا شده اما گذشت سال‌ها از غم و درد آن روزها کم نکرده. دردی که حالا روی روحش سایه انداخته و گاهی دستانش را دور گلویش می‌اندازد. خاطراتی که تا آخر عمر همراهش می‌ماند مانند همه زنانی که تجربه خشونت خانگی را با روح و جسم خود حس کرده‌اند. مانند نسترن، فریده و ماهرخ که در این گزارش با آنها صحبت کردم تا از زبان خودشان روایت زندگی‌شان را بشنوم.
بعد از برنامه تلویزیونی که چند هفته پیش درباره خشونت علیه یک زن از صدا و سیما پخش شد، بحث درباره این موضوع دوباره داغ شد. در این برنامه تلویزیونی که با انتقاد گسترده فعالان اجتماعی حوزه زنان روبه‌رو شد، زنی در کنار همسر و فرزندانش در مقابل دوربین صدا و سیما از صبوری‌هایش گفت و اینکه 27 بار برای اثبات خشونت همسرش به پزشکی قانونی شکایت برده اما هر بار پشیمان شده و به

منبع خبر:

خرید بلیط