برنامه حرفه‌ای علیخانی، زیر سایه داور نچسب!‏

سیاوش باقی| برنامه عصر جدید که با سر و صدا و تبلیغات بسیار زیاد پیش از پخش همراه ‏بود و به دلیل شکل برنامه، داورهای اسمی و مجری سلبریتی‌اش معلوم بود خبرساز می‌شود، ‏بالاخره شنبه شب 27 بهمن ماه روی آنتن رفت و نشان داد که توقعات تا حد زیادی برآورده ‏شده است. عجیب هم نبود. برنامه‌ای که احسان علیخانی می‌گوید اعتبارش را سر آن گذاشته، نمی‌تواند جزو شاخص‌های صداوسیما نباشد. برنامه‌ای که قرار است یک شب در ‏هفته گل سرسبد نمایش‌های سازمان باشد و البته قرار گرفتنش در کنداکتور شنبه‌شب‌ها با ‏مسابقات فوتبال همپوشانی پیدا خواهد کرد. یکی از جذابیت‌های شبکه سه پخش فوتبال‌های مهم ‏است و دیده‌ایم که مدیران این شبکه برای قر زدن مسابقات مهم از شبکه ورزش تا کجا پیش ‏رفته‌اند. این‌که چرا چنین برنامه‌ای را پنجشنبه نگذاشته‌اند هم لابد به معادلات غیرقابل فهم ‏سیما برمی‌گردد. پنجشنبه‌ها نه فوتبال مهمی هست که فدای پخش عصر جدید شود، نه برنامه ‏مهمی از دیگر شبکه‌ها پخش می‌شود. تازه یک برنامه پرسروصدا روی آنتن ماهواره هست ‏که آن را هم می‌شد در سایه برد. اما به هر دلیل انتخاب مدیران شبکه سه، شنبه شب بوده ‏است. ‏
در ابتدا اگر بخواهیم از کیفیت ساخت برنامه و استودیو و اجرا بگوییم، باید اعتراف کنیم که در ‏بالاترین حد استانداردهای داخلی است. معلوم است برای تبدیل یک استادیوم ورزشی به ‏فضایی برای ساختن این شو تلویزیونی کم گذاشته نشده، هم از نظر سلیقه و ذوق و هم هزینه. ‏ساخت و اجرا هم بسیار تمیز و حرفه‌ای به نظر می‌رسد و احتمالا ادامه یافتن این شو و بالا ‏گرفتن رقابت‌ها، هم تماشاگر خواهد آورد و هم حاشیه‌های مثبتی در جامعه ایجاد خواهد کرد. ‏کاری که وظیفه رسانه است. نقش احسان علیخانی در این میان هم کاملا پررنگ است. معلوم ‏است که او به‌عنوان یک برنامه‌ساز کمال‌گرا با تمام وجود آمده تا برگ برنده دیگری زمین ‏بزند. اما پس از تماشای برنامه می‌توان به نکاتی هم اشاره کرد که کمی توی چشم می‌زد. ‏نکاتی که یا به دلیل محدودیت‌های شبکه و مدیریتی بوده یا بی‌تجربگی و محدودیت‌های ‏ساخت و چه بسا بی‌سلیقگی. اما هرچه هست، کمکی به بهتر شدن برنامه نکرده. نکاتی که ‏اجرای حرفه‌ای و اسم علیخانی به تنهایی نمی‌تواند جبران‌شان کند. نکاتی که شاید در ادامه ‏برنامه بشود فکری برایشان کرد.‏
یک- نام برنامه: عصرجدید نام بامسمایی به نظر نمی‌رسد. یعنی چی؟ یک برنامه تلویزیونی ‏استعدادیابی قرار است نوید کدام عصرجدید را بدهد؟ جایی احسان علیخانی گفته این عصر ‏تازه‌ای در برنامه‌سازی من است. اما مطمئنا چنین بهانه‌ای به نام‌گذاری برنامه منجر نشده. ‏‏«عصرجدید» تعبیرقشنگی است اما بپذیریم که برای چنین برنامه‌ای نامأنوس است. ‏
دو- داوران: لباس و چهره رسمی داورهای مسابقه و احساس ناراحتی‌شان جلوی دوربین و این ‏که انگار نگران‌اند چیزی خارج از چارچوب‌ها نگویند، باعث تأسف است. این‌که سه مرد و ‏یک زن به‌عنوان داور انتخاب شده‌اند، اگر فکر نکنیم که دقیقا از ترکیب داوری برنامه استیج ‏آمده است، ترکیبی نامتعادل به نظر می‌رسد. این وضع وقتی بدتر می‌شود که بدانیم با شکل و ‏تعریف برنامه دخترها و خانم‌ها اساسا سهم زیادی از آن ندارند. یعنی طبیعتا نه می‌توانند ‏استعدادهای ورزشی‌شان را نمایش دهند و نه در حوزه سرگرمی دست‌شان باز است. آن‌وقت در ‏این وانفسا اگر قرار باشد خانم رویا نونهالی با آن لباس مشکی جوری بنشیند که انگار ‏مهمان ناخوانده است، برنامه کلا مردانه خواهد شد. ‏
سه- میزانسن: صندلی‌های داوران به ناراحت دیده‌شدن‌شان بیشتر کمک می‌کند. در این برنامه‌ها ‏معمولا برای داوران صندلی‌هایی در نظر می‌گیرند که در عین ابهت داوران بتوانند خود را در آنها جا ‏بدهند و حس راحتی‌شان را القا کنند. این ضعف را هم نمی‌شود به حساب خساست گذاشت چون ‏معلوم است که برای برنامه حسابی خرج شده. همان‌طور که بک‌گراند معمولا تیره برنامه را ‏نمی‌شود ندیده گرفت. شرایطی که باعث شده بخشی از شرکت‌کنندگان و حرکات‌شان دیده ‏نشود. بخصوص که ظاهرا تأکید بر لباس‌های تیره و مشکی بوده. حتی داوران هم در ‏لحظاتی اعتراف می‌کردند که نتوانسته‌اند اتفاقات روی سن را دقیق ببینند. این اشکالات ‏کوچک به اضافه پژواک داشتن صدای داوران و رفله نامناسب نورایرادهایی نیست که نشود ‏برطرف‌شان کرد.‏
چهار-حامیان: حضور سنگین اسپانسر برنامه مثل اغلب برنامه‌های مشابه خفه‌کننده است. ‏هیچ‌کس منکر هزینه‌های برنامه نیست و همه هم می‌دانند کفگیر صداوسیما به ته دیگ ‏خورده و دیگر نمی‌تواند ته‌دیگ‌های خوشمزه و بی‌دردسر تحویل بیننده بدهد، اما کاش برای ‏این حجم از توی چشم بودن اسپانسر فکری می‌شد. حیف چنین برنامه‌ای نیست که پتک ‏اسپانسر مدام توی سرمان بخورد. حیف احسان علیخانی نیست که هی مجبور باشد از سروران ‏برنامه بگوید.‏
پنج- جزییات: بخش بزرگی از جذابیت چنین برنامه‌هایی به حاشیه‌ها و اتفاقات غیرقابل ‏پیش‌بینی آنهاست. به اشکی که ناگهان توی چشم کسی می‌آید. به گافی که شرکت‌کننده می‌دهد. ‏به درگیری‌های ناگزیر کلامی. اما به نظر می‌رسد سازندگان برنامه با برداشتی نادرست یا ‏زیر نظر ناظران سختگیر مجبور شده‌اند بسیاری از این لحظات دیدنی را درآورند. وقتی ما ‏نمی‌توانیم اشتباهات فردی که با توپ مشغول هنرنمایی است را ببینیم، توضیحات بعدی درباره ‏این اشتباهات نامفهوم خواهد بود. حس برنامه هم گرفته خواهد شد.
همان‌طور این تردید درباره ‏دو شرکت‌کننده خردسال پیرامیدکاران برنامه که نکند دختر باشند و پدرشان نتواند بگوید. ‏وقتی اسمی از آنها برده نمی‌شود و در سکوت و با کلاه می‌آیند و می‌روند، داریم به کل برنامه ‏صدمه می‌زنیم. گیر و گرفتاری‌های احسان و برنامه‌سازان برای چنین مشکلاتی قابل درک ‏است، اما این را من روزنامه‌نگار متوجه می‌شوم. برای بیننده چه اهمیتی دارد که او چه ‏دردسری داشته و چه تمهیدی برایش اندیشیده.‏
شش- حفره بزرگ: در همان اول برنامه و با نخستین جمله‌ای که بشیر حسینی بر زبان آورد، ‏می‌شد فهمید که او وصله ناجور است. داوری که احسان بیچاره حتی برای توجیه حضورش ‏هم به لکنت می‌افتد و مجبور است آسمان و ریسمان ببافد. حضور بشیر حسینی توصیه مدیر ‏شبکه بوده؟ برای گارانتی کردن برنامه مجبور به قبولش شده‌اند؟ هرچه که باشد اهمیتی ندارد. ‏او مطلقا مناسب چنین برنامه‌ای نیست. از طرز رفتار و حرف زدنش می‌شود فهمید جزو ‏جوانان تحصیلکرده محبوب ادبیات رسمی است. از این‌هایی که راحت تریبون پیدا می‌کنند و ‏خوراک برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی‌اند. که برای جوان‌ها راهکار بدهند و با اعتماد به ‏نفس زیادشان امید و موفقیت را القا کنند. اما همه اینها در همان برنامه‌های باسمه‌ای و ‏جوان‌پسند مصنوعی جواب می‌دهد که صداوسیما استاد ساختن‌شان است. وقتی قرار است ‏برنامه سوپرحرفه‌ای بسازید، باید آدم سوپرحرفه‌ای بیاورید و کسی مدام در برنامه دسته‌گل به ‏آب ندهد. بشیر حسینی نه وزنه مناسبی برای این برنامه است و نه اداهای کودکانه‌اش سنخیتی ‏با وزن و شأن برنامه دارد. بعضی وقت‌ها احساس می‌شد که احسان علیخانی هم دارد از ‏حرص دندان قروچه می‌کند. اما واقعا چرا باید یک داور نامربوط به برنامه بیاید و با ‏حرف‌های بی‌نمک و ادابازی‌هایش همه چیز را خراب کند. اظهارفضل‌های روی اعصاب که ‏مثلا من خیلی کاردرستم، حتی با واکنش امیر عظیمی هم مواجه شد. اما فایده‌ای نداشت. این ‏که آقای دکتر! به دختری که کلمات را برعکس ادا می‌کند، بگوید این شیوه برای تقلب هم ‏خوب است (چرا؟ یعنی چی؟) وحشتناک نیست؟ برنامه را در حد آثار عموپورنگ پایین ‏نمی‌آورد؟
هفت- و چند نکته اضافی:   نخست:  برنامه در قسمت اول باید کمی از آس‌هایش را رو می‌کرد. اما ‏رقبا چنگی به دل نزدند. یعنی آن سه‌هزار نفر چه هنری داشته‌اند که اینها انتخاب شده‌اند؟ ‏یعنی در ادامه و با ثبت‌نام گسترده مردم شاهکارها را خواهیم دید؟ دوم:  احسان وزنش بالا رفته
قرار نبود رژیم بگیرد؟ سوم: مجری‌ها و هنرپیشه‌های منتخب برنامه برای انتخاب به‌عنوان برترین‌های سیما ‏زیرنویس می‌شدند و با اعلام کدشان از مردم خواسته می‌شد که به آنها رأی بدهند. اسم مژده ‏لواسانی در ابتدا و رأس منتخبان شبکه سه می‌درخشید. اسم عادل فردوسی‌پور هم نبود! این ‏همه دشمنی و این حذف بیش از همیشه نشان می‌دهد که عادل چه تافته جدا بافته‌ای‌ است. که چه ‏لعبتی است و در فهرست نظرکرده‌ها نمی‌گنجد.‏ «عصر جدید» راهی برای جذب مخاطب می‌شود؟
درها را باز کنید

ادامه از صفحه اول| حالا که هفت قسمت از این برنامه ضبط شده و تا اردیبهشت‌سال آینده تیم علیخانی تولید تازه‌ای ندارند، حالا که موج ارسال ‏ویدیوها و نمایش استعدادها به راه افتاده،‌ اگر مسئولان تلویزیون، برای آینده رسانه‌شان نگرانند و دلشان جذابیت بیشتری می‌خواهد، باید ‏درها را باز کنند، سعه‌صدر بیشتری به خرج دهند، محدودیت‌های دست‌وپاگیر را کنار بگذارند تا تلویزیون که حالا روی خوشی به ‏سلبریتی‌ها نشان می‌دهد، موفق شود و مخاطبانش  را اسیر خود کند. ما سال‌های ‌سال است که عادت پای تلویزیون‌نشینی از یادمان رفته، ‏این عادت را به ما برگردانید اساتید!‏  
خرید بلیط