چراغ سبز آزادي

چند هفته پيش مصطفي تاجزاده و عليرضا زاكاني بي‌اعتنا به سختگيري‌هاي رسانه ملي، متمدنانه و مسوولانه مقابل هم نشستند و درباره دو موضوع بسيار حساس، يكي حوادث كوي و ديگر انتخابات 88 با هم مناظره كردند. علاوه بر صدا و سيماي جمهوري اسلامي، ما روزنامه‌ها هم براي پرداختن به اين دو موضوع، مانع و محظور جدي داريم و رد كردن خط قرمزهاي امنيتي را به مصلحت نمي‌دانيم. به مصلحت هم بدانيم چنين حساب و كتاب مي‌كنيم كه به دردسرش نمي‌ارزد. مع‌ذلك اين دو بزرگوار با هم گفت‌وگو كردند، صوت و تصوير گفت‌وگوي خود را نيز به معرض سمع و بصر عموم رساندند، آب هم از آب تكان نخورد. تعداد مخاطباني كه مناظره زاكاني و تاجزاده را شنيدند و خواندند و ديدند كم از تماشاگران نود تلويزيون نبود. در سال‌هاي اخير به كرات گفته‌ايم و نوشته‌ايم كه تلويزيون عرصه رقابت را به رقباي خود باخته و ...
مخاطبان خود را- حتي مخاطبان انحصاري خود را- از دست داده است. حالا بايد بگوييم كه اين سازمان عريض و طويل دولتي/ حكومتي بازي را به پيام‌رسان‌هاي مجازي نيز باخته و حالا اينستاگرام و تلگرام وارد مسابقه شده‌اند و در عرصه‌هاي مختلف قد علم كرده‌اند. حالا با يك گوشي موبايل به راحتي آب خوردن مي‌شود «برنامه» ساخت، اعلام موضع سياسي كرد، پيام‌هاي سياسي- عقيدتي مخابره كرد، كاري هم به كار رسانه‌هاي رسمي نداشت. همين هفته گذشته آقايان عبدي و عليزاده با اسكايپ درباره چهل‌سالگي انقلاب با هم بحث كردند و هر خط قرمزي را كه ما با ترس و لرز از كنارشان رد مي‌شويم رد كردند، هيچ اتفاق بد و خطرناكي هم نيفتاد. نه‌تنها اتفاق بدي نيفتاد، هزار اتفاق خوب هم افتاد. يكي‌اش اينكه اين دو بزرگوار فهميدند مشتركات بسياري دارند و با اينكه يكي مغرب است و ديگري مشرق، اما درباره خيلي از مسائل انقلاب با هم موافقند. شما هر بار كه گوشي موبايل‌تان را روشن كنيد و به محيط تلگرام يا اينستاگرام سري بزنيد به ده‌ها گفت‌وگوي صريح و از هفت دولت آزاد برمي‌خوريد كه كارشناسان، انديشمندان، فعالان سياسي- اجتماعي و غيره در آنها حضور پررنگ دارند و درباره همه چيز و همه كس اظهار نظر مي‌كنند. سال‌هاي سال ما از مسوولان امر مي‌خواستيم تا آزادي گفت‌وگو را تامين كنند و حصارهاي غيرضروري را از دور رسانه ملي لااقل از دور روزنامه‌ها بردارند اگر نمي‌شود اقلا از سفت و سختي‌شان بكاهند. اما تو گويي بر روي يخ نوشته‌ايم و در كوه داد زده‌ايم. آزادي هم مثل حق گرفتني است، نه دادني. اين بار تكنولوژي به داد رسيد و كاري كرد كه گره كور گفت‌وگو باز شد و هر كس كه هر حرفي داشت به ميدان آمد و بي‌اعتنا به بايدها و نبايدهاي سليقه‌اي گفت و شنيد. در حوزه سياست تقريبا هيچ امري نيست كه ...
نتوانيم به سراغش برويم. رضاشاه، وقوع انقلاب، بازتوليد استبداد، كارنامه اصلاح‌طلبان، آزادي بيان، و هر چه از اين دست بگوييد به هشتگي ساده تبديل شده‌اند و شما مي‌توانيد با يك سرچ ساده همه مباحث پيرامون‌شان را بشنويد. هم چپ، هم راست، هم سياه، هم سفيد ،هم حزب‌اللهي ،هم ضدانقلاب، هم اين طرفي، هم آن طرفي تقريبا مساوي از فضاي مجازي سهم دارند و مي‌توانند حرف‌شان را بزنند. كثرت اين حرف‌ها آستانه تحمل مسوولان امر را هم شكر خدا بالا برده. شايد كه نه، قطعا 10 سال پيش يك دهم اين حرف‌ها را هم نمي‌شد زد. مي‌شد، اما محتسبان سختگير معتقد بودند كه اگر سر يك سري بحث‌ها باز شود ديگر بسته شدنش با خداست. اما خود غلط بود آنچه مي‌پنداشتند. اين بحث‌ها با جزييات تمام باز شد هيچ اتفاقي نيفتاد، سهل است، بين افراد صلح و آشتي و برادري برقرار شد... بگذاريد يك قدم فراتر بگذارم و بگويم باور كنيد در مسائل اعتقادي هم هيچ عيبي ندارد و به جايي برنمي‌خورد كه ملت آزادانه مقابل هم بنشينند و بحث كنند. مگر در ابتداي انقلاب درباره خدا و پيغمبر با هم بحث نمي‌كرديم؟ ابتداي انقلاب كه سهل است در اوج شكوه و تمدن اسلامي ائمه مسلمان مي‌نشستند و با مشايخ كفر و زندقه در نهايت ادب و متانت بحث مي‌كردند و بي‌دلخوري جواب هم را مي‌دادند. از نظر من شاهكار تمدن اسلامي نه در عظمت معماري و هنر و قدرت نظامي و اقتصادي كه در آزادي بيان بود و كسي مثل ابن ابي‌العوجا آزادانه روبه‌روي امام صادق مي‌نشست و وجود خدا را انكار مي‌كرد و طرف مقابل هم متين و آرام مي‌شنيد و جواب مي‌داد. امروز هم در جامعه ما سوالات اعتقادي زيادي در ذهن و ضمير جوانان طرح شده كه كسي پاسخ درخوري براي‌شان نينديشيده. با تخطئه و شعار كه نمي‌شود سوال عقيدتي را سركوب كرد. نه. چه بسا اين سوالات خود مقدمه‌اي باشند تا نهال ايمان در وجود نسل جديد به بار بنشيند. مي‌شود از فضاي سايبري حسن استفاده كرد و به مباحث عقيدتي و ديني اجازه طرح و بروز داد. هر چند اين مباحث هيچ‌ كدام موقوف به اجازه ما نيستند و منتظر چراغ سبز نمي‌مانند. فقط عرضم اين است كه خوف نكنيم. خوف نكنيد. ممكن است كار از دست ما در برود، ‌از دست خدا كه در نمي‌رود. مرهم بسياري از دردهاي سياسي و فرهنگي ما – حتي دردهاي اقتصادي ما بحث آزاد است. بحث آزاد با همه توابع و الزاماتش. يعني طرف لااقل براي حفظ ظاهر هم كه شده از اتوريته‌اش پايين بيايد و هم‌سطح طرف مقابل يكي بگويد و يكي بشنود.
رزرو هتل