یک گل سرخ برای زری





ترانه بنی‌یعقوب
گزارش‌نویس
دختربچه‌ها با آن لباس‌های رنگی و زیبا دایره زده‌اند. عروسک، گوشه‌ای پرتاب شده. دخترک به جای عروسک و لباس مدرسه حالا لباس عروسی به تن کرده. درست تر بگویم لباس عروسی به تنش کرده‌اند. اشک صورتش را پوشانده. مادر که به سمتش می‌آید، کورسوی امیدی در دلش روشن می‌شود. مادر نجاتش می‌دهد؟ مادر اما دسته گل سفید رنگ را به سویش دراز می‌کند. امیدش دود می‌شود. جیغ می‌زند، دوروبری‌ها اما کِل می‌کشند. دخترک نیروی حیاتش را از دست داده است؛ او تسلیم سرنوشت می‌شود.
 به چهره تماشاگران این نمایش نگاهی می‌اندازم، بیشترشان اشک می‌ریزند. دختران نوجوان بلوچ شهرری امروز نمایشی را برایمان بازی می‌کنند که خودشان زندگی‌اش کرده‌اند؛ ازدواج در کودکی. از بلوچ‌های پاکستان هستند و شهرری زندگی می‌کنند. آنها به همت داوطلبان جمعیت دانشجویی امام علی دورهم جمع شده‌اند. از نمایش‌شان بیشتر برایتان می‌گویم نمایشی که با همه وجود بازی می‌کنند، پیش از آن باهم بنشینیم پای حرف‌هایشان.
رویا یکی از بازیگران این نمایش است، تازه 14 ساله شده. 13 ساله بود که قرار

منبع خبر:

رزرو هتل