توضیحات خانه کارگر در مورد گزارش آفتاب یزد

آفتاب یزد: پیرو درج گزارشی با عنوان «هفت تپه و سکوت اسرارآمیز مهم‌ترین تشکل صنفی کارگری» خانه کارگر توضیحاتی را به دفتر روزنامه ارسال کرده که بدین شرح است:
مدیرمسئول محترم روزنامه آفتاب یزد
با سلام
پیرو درج رپورتاژی با عنوان «هفت تپه و سکوت اسرارآمیز مهم‌ترین تشکل صنفی کارگری- خانه کارگر؛ سه دهه هم وکیل و هم مدعی» در روز 5/9/1397 به سفارش عنصری ناشناخته در آن روزنامه که نه از آفتاب نشانی دارد و نه در شان مردم دارالعباده است؛ لازم است با توجه به شناخت کامل از عقبه ماهیتی سفارش دهندگان مطلب نکات ذیل حسب قانون به عنوان جوابیه درج گردد. ضمنا در صورت عدم درج یا حذف هر قسمت از جوابیه یا ارائه توضیح مجدد؛ مطابق قانون اقدامات لازم صورت خواهد گرفت.
1- درصدر مطلب تلاش برای در هم آمیختگی مسائل کارگری و سیاسی را بخشی از استراتژی انتخاباتی طیفی از اصولگرایان قلمداد نموده‌اید جدای از اینکه این نقد صحیح یا نادرست است این انتقاد دقیقا به گردانندگان این روزنامه وارد است مصداقش را خودتان بهتر می‌دانید.
2- خدا رحمت کند آقای تاج الدین را؛ خدمات ایشان به جامعه کارگری فراموش ناشدنی است، چه در لباس دبیر اجرایی خانه کارگر اصفهان و چه به عنوان نماینده مردم شریف آن حوزه. جای تعجب آن است که از مراسم تشییع یک خادم نیز داستان می‌سازید. خواهش می‌کنیم اخلاق را به مذبح نبرید.
3- نوشته‌اید قریب به دو دهه است که مدیریت وزارت کار در دست اعضای شورای مرکزی حزب کار و خانه کارگر است! از روشنگری‌تان سپاس که به ما یادآوری کردید آقایان سید صفدر حسینی، ناصر خالقی، سیدمحمد جهرمی، عبدالرضا شیخ‌الاسلام، اسدالله عباسی در زمره موسسان و مسئولان ارشد این تشکل بوده‌اند! البته یادتان رفت آقای سعید مرتضوی را اضافه کنید. ان‌شاءالله سهوی باشد شاید هم به ویژه نامه و آگهی‌های پرملات مرتبط است. گذری نیز به شستا زده‌اید شاید آن هم به آگهی‌های چرب مرتبط باشد. الله اعلم.
4- تعجب آور است که داستان سرائی‌تان را به اینجا ختم نکرده اید: از حمایت حزب اصولگرای موتلفه از کارگران شریف نیشکر هفت تپه گفته‌اید تا مرتبط دانستن کسری بودجه‌های صندوق‌های بازنشستگی به عملکرد خانه کارگر! سپاسگزاریم در راستای تنویر افکار عمومی تلاش وافر می‌کنید تا همگان متوجه شوند دولت‌ها و مجلس‌ها و رسانه‌ها و کارشناسان بخش‌های مختلف و سایر تصمیم‌گیران نقش چندانی در بحران صندوق‌ها ندارند! فقط فراموش کردید به موضوع آلودگی هوا، بحران آب، مسائل سلامت روان، سوء مصرف مواد مخدر، کمبود دارو، چالش‌های قومی و نزاع‌های هویتی، ناکارآمدی مدیریت بازیافت و همچنین خشکی دریاچه ارومیه و حتی فقدان سواد رسانه‌ای و گران شدن کاغذ روزنامه و ده‌ها مسئله دیگر بپردازید؛ ان‌شاءالله در رپورتاژ آگهی بعدی.

5- قدرت چانه زنی نمایندگان کارگری در شورای عالی کار را ضعیف دانسته‌اید و ضمنا آنها را وابسته به این تشکیلات معرفی نموده‌اید (البته از قول فردی که اظهاراتش سال‌هاست فاقد ارزش است) اما فراموش کرده‌اید که در 5 سال اخیر همین نمایندگان کارگری حداقل مزد سالانه را بیش از نرخ تورم افزایش دادند و البته باید صادقانه گفت حمایت‌های دولت و وزیر وقت نیز موثر بوده است. با همه این اوصاف چنانچه ضعف آنها را مشهود می‌بینید لطفا مرحمت فرمایید در راستای احقاق حق خبرنگاران و کارکنان آن روزنامه به فوریت ترتیبی اتخاذ فرمایید که مزد آنها در اندازه‌ای افزایش یابد که هزینه زندگی یک خانواده تامین گردد. منتظر انتشار نتایج این
اقدام هستیم.
6- از قول رئیس مجمع عالی نمایندگان کارگران ایران تعریضی به جناب آقای محجوب نموده‌اید و از حضور بلندمدت ایشان در مجلس ابراز ناخرسندی نموده‌اید و حتی به لباس کار ایشان نیز خرده گرفته اید! واقعیت این است خرسندیم که مکنونات قلبی‌تان را صادقانه
ابراز نموده‌اید. قاعدتا از رای مردم‌ شریف اسلامشهر، پردیس، ری، شمیرانات و تهران به ایشان در طول دوره‌های اخیر انتخابات عصبانی هستید و ما مرهمی‌برای آن نداریم.
استعینوا بالصبر
[ این قسمت چون مربوط به شخص ثالثی است که مجاز به چاپ آن نمی‌باشم.]
7- برادر تلاشگرمان جناب آقای خدایی عضو محترم شورای عالی کار کشور بخشی از واقعیت‌ها را گفتند و درج نموده اید.‌ای کاش یاد بگیرید از مشکلات کارگران بهره مشمئز کننده سیاسی نبریم.‌ای کاش به جای معلول‌ها به علت‌ها می‌پرداختید.‌ ای کاش می‌نوشتید در دهه هفتاد کدام تشکلات و چه کسانی به شیوه خصوصی‌سازی در ایران تاختند. چه کسانی تندترین حرف‌ها و شعارها را علیه تدوین کنندگان این شیوه از واگذاری‌ها بیان نمودند. ‌ای کاش وقتی بیش از 1500 کارگر نی بُر خوزستان برای پیگیری حقشان به تهران آمدند صدایشان را می‌شنیدید؛ هر چند انعکاس اینکه کدام تشکل پناهشان شد و 5 روز همراهشان بود و اسکان و غذایش داد با منویات محفلی‌تان نمی‌خواند؛ اما مگر درج خواسته‌های کارگران برایتان سخت بود! اساسا به تشییع جنازه عادت نموده‌ایم و آموخته‌ایم بعد از مرگ راجع به خوبی‌ها صحبت کنیم. بیست و چند سال است که از شلاق خصوصی‌سازی (خودمانی سازی) غافل شده‌اید و ده‌ها واحد مشکل‌دار همچون نساجی قائم شهر، کیان تایر، آزمایش شیراز، ارج و این اواخر هپکو هیچ کدام ما را وانداشت که به علت‌ها بپردازیم. دریغ ما این است که از هفت تپه نیز عبور خواهید کرد و باز هم روز از نو روزی از نو، فقط جهت اطلاع؛ شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه با دارا بودن حدود 6000 کارگر (اعم از رسمی، قراردادی، پیمانکار و فصلی) به دلیل کاهش حدود سی درصدی میزان آب در اختیار و کاهش سطح کشت از 9000 هکتار به 6500 هکتار و همچنین فرسودگی ماشین آلات و کمبود نقدینگی و سرمایه در گردش و از همه مهم‌تر عدم توجه به اهلیت خریداران اینک با حقوق معوقه کارگران شریف و حسب گزارش‌ها با حدود 400 میلیارد تومان بدهی به نهادهای مختلف مواجه شده است. هر چند برخی از مشکلات در این شرکت ریشه سنواتی دارد، اما اصلی‌ترین موضوع جامعه کارگری این است که در بحبوحه مشکلات در سال 1394 در راستای خصوصی‌سازی شرکت‌ها این شرکت نیز بدون توجه به عواقب آن به افرادی واگذار شده که اینک مشخص شده است چه میزان توانایی داشته‌اند! به همین دلیل است که اصلی‌ترین خواسته کارگران هفت تپه بازگشت مالکیت از بخش خصوصی و خلع ید کارفرمای فعلی است. پیگیری‌های این تشکیلات با هماهنگی مقامات ذیصلاح در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و استانداری خوزستان از همان ابتدا آغاز و تاکنون ادامه داشته است. هر چند اظهارات بسیاری از منتخبان کارگران از جمله آقایان محجوب، صادقی، حبیبی، خدایی و سرکار خانم جلودارزاده در روزهای اخیر به ویژه در مراسم بزرگداشت قانون کار (29 آبان ماه) در رسانه‌ها بایکوت خبری شد، لیکن در عزم تشکلات کارگری در پیگیری مداوم موضوع خللی وارد نکرد. اجازه دهید ما کماکان به شیوه سی و چند ساله‌ خود درخواست‌هایمان را پیگیری کنیم و کارگران را مرغ عزا و عروسی‌تان نکنید اگر انصاف دارید. نقایص ما و همه تشکلات کارگری فراوان است و به آن اذعان داریم اما به نیات شما نیز تردید داریم و آن را صریح می‌گوییم اگر خانه کارگر پرقدرت است به واسطه بیش از دو میلیون عضو مستقیم آن است و اگر ما را ثروتمند می‌پندارید دارایی ناشی از حق عضویت شریف‌ترین‌هاست. البته ما به این ثروت افتخار می‌کنیم
هر چند جمع ریالی آن در سراسر کشور به اندازه رسوب حساب بانکی یک تاجر اسم و رسم دار ایرانی نیست! همان‌هایی که ثروت‌هایشان در تلاطمات ارزی اخیر چند برابر شد و قدرت خرید کارگران پودر گردید اما شما از آنها غفلت می‌کنید و به سرمایه معنوی کارگران می‌تازید. سخن فراوان است و گوش شنوا کم، قدری تامل باید کرد. انشاءالله که دیر نشود.
روابط عمومی‌خانه کارگر/ جمهوری اسلامی‌ایران
بلیط اتوبوس