جلسه اخیر «شورای‌عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان» با هدف تعیین و تکلیف انتخابات مجلس یازدهم با اتکا به «سیدمحمد خاتمی» در گفت‌وگو با «امیر خرم» بررسی می‌شود؛

مجلس یازدهم، گردنه اصلاح‌طلبان
همدلی| گروه سیاسی- هرمز شریفیان: بحث نظری «اصلاحات سیاسی» در ایران و زایش نظری آن به دوران مشروطه باز می‌گردد. سیاسیون و روزنامه‌نگارانی آزاد اندیش پای در میدان گذاشتند و با پایین کشیدن «استبداد صغیر»، شکل نوینی از حکومتداری و قانون اساسی مدرن را در قالب مشروطه پایه‌ریزی کردند. هرچند آنچه در ذهن داشتند در قالب تئوریک باقی ماند اما اندیشه‌ اصلاحی با شکلی نوین در سال 1332 و در زمان نهضت ملی ادامه یافت.
کودتایی ننگین یک بار دیگر رسیدن به این خواسته را متوقف کرد اما با ظهور چهره‌هایی مانند «علی شریعتی»، «آیت‌الله سیدمحمود طالقانی»، « مهدی بازرگان» و ...اصلاحات شکل نوینی گرفت و این شکل گیری با رهبری بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در سال 1357 منجر به انقلابی شد که همه برای اهداف اصلاحی به آن دل بسته بودند. پس از انقلاب اگر «دوم خرداد» از دل مردمسالاری و صندوق‌های رای به عنوان نماد اصلاحات شناخته شد اما بدون شک و پس از آن و در اسفند 1378 با انتخابات مجلس ششم شورای اسلامی بازویی دیگر یافت و مجلسی متولد شد که بی‌شک درخشان‌ترین مجلس پس از انقلاب بود و به باور بسیاری هنوز بهترین است.
روزنامه‌های اصلاح‌طلب در آن سال نقشی مهم ایفا کردند و با انتشار لیستی 30 نفره در تهران که نام «مهدی کروبی» در صدر آن بود، وکلایی را راهی مجلس کردند که کارکردشان هنوز زبانزد محافل سیاسی است.
اما شاید سرآغاز ایرادها و قصورهای اصلاح‌طلبان نیز از همین‌جا بود و اوج این ایرادها در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1384 سر باز کرد و حاصل آن فاجعه‌ای به نام دولت‌های نهم و دهم بود که اصلاح‌طلبان هم در روی‌کار آمدنش بی تقصیر نبودند.
آوار بعدی بر سر اصلاحات و اصلاح‌طلبان در سال 88 فروریخت و باعث شد راه اصلاحات تا حدود زیادی مسدود شود. این انسداد به حدی رسید که انتخابات مجلس هشتم در سال 1390 بدون حضور آنان برگزار شد و حالتی «شبه‌تحریمی» داشت.
با انتخابات ریاست‌جمهوری سال 92 اصلاح‌طلبان یک‌بار دیگر اما به شکلی «حمایتی» به عرصه بازگشتند و با حمایت از «حسن روحانی»، خودی نشان دادند.
با انتخابات مجلس دهم در اسفند 94 اصلاح‌طلبان حول واژه تاثیرگذار «تَـکرار» که از زبان «سیدمحمد خاتمی» جاری شد دوباره قد برافراشتند و کاری کردند که «بسیاری» از رسیدن به مجلسین، باز ماندند.
اما کارنامه اصلاح‌طلبان با وجود رد صلاحیت‌هایی که از اراده آنان خارج بود و البته هنوز هم هست، ایرادهای پرشماری دارد. یکی از این ایرادها تکیه بیش‌از اندازه آنان به کاریزمای سیدمحمد خاتمی است و اینکه اصلاح‌طلبان هنوز با دوران «پساخاتمی» کنار نیامده‌اند.
ایراد بعدی شاید این باشد که برای تجمیع و تکمیل لیست خود در انتخابات اسفند 94 به‌سراغ چهره‌هایی در هر دو مجلس(شورای اسلامی و خبرگان رهبری) رفتند که برخی چهره‌های آن لیست هیچ سنخیتی با جریان اصلاحات و اصلا‌ح‌طلبان اصیل نداشتند و شاید یکی از دلایل انفعال و کمرنگی «فراکسیون امید»، همین بود.
حال باید دید «شورای‌عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان» که اخیرا تشکیل شده و هدف آن «تعیین تکلیف مولفه‌های ورود به انتخابات مجلس یازدهم» در اسفند سال آتی (1398) عنوان شده، چه برنامه‌هایی برای این انتخابات دارند. آیا از گذشته و اشتباهات درس گرفته‌اند؟ یا «نسیان مزمن» باز هم باعث می‌شود که در مواردی، خطاهای خود را تکرار کنند!
«همدلی» در همین خصوص نظر مهندس «سیدامیر خرم» عضو پیشین نهضت آزادی و کنشگر سیاسی اصلاح‌طلب را جویا شده که در ادامه می‌خوانید.
خرم در پاسخ به این پرسش که اصلاح‌طلبان تا کجا قرار است روی حضور و کاریزمای سیدمحمد خاتمی برای انتخابات حساب و برنامه‌ریزی کنند، گفت: «اصولا استفاده از کاریزما را یک روش توسعه نیافته می‌دانم و برای انتخابات آتی مجلس یازدهم هم آن‌را منفی ارزیابی می‌کنم». خرم ادامه داد: «در جوامع توسعه یافته هیچگاه بر الگوی کاریزمای افراد تکیه نمی‌شود و به‌جای آن بهتر است آگاهی جمعی را بالا ببرند و همانطور که گفتم این نشانه توسعه نیافتگی است و مثبت تلقی نمی‌شود اما ممکن است برخی از دوستان اصلاح‌طلب بگویند، بله! این درست است اما چون ما به آن درجه از توسعه‌یافتگی نرسیدیم که بتوانیم به آگاهی جمعی اتکا کنیم، نیاز داریم در این فرایند از کاریزمای افراد هم بهره ببریم که به‌نظرم درست است اما در این میان پرسشی مطرح می‌شود که، اگر ما مبنای تاریخی ورود اصلاح‌طلبان به ساختار قدرت را سال 1376 در نظر بگیریم، 20 سال از آن گذشته و قاعدتا اگر تفکر دوستان اصلاح‌طلب ما مبتنی‌بر توسعه سیاسی بود باید تلاش می‌کردند که در طول بیش از 20 سال گذشته به تدریج به سمتی حرکت می‌کردند که آگاهی جمعی را جایگزین کاریزمای فردی می‌کردند تا ما این فرایند را احساس می‌کردیم اما وقتی پس از 2 دهه به نقطه‌ای رسیدیم که اصلاح‌طلبان هنوز به‌جای آگاهی جمعی به کاریزما نیازمندند، نشان می‌دهد که اصلاح طلبان نتوانستند این فرایند توسعه سیاسی را به‌خوبی پیش ببرند که پس از این مدت هنوز به کاریزمای آقای خاتمی نیاز دارند بنابراین با اصل قضیه مخالفم و تحلیلم این است که اگر آقای خاتمی نقش حمایتی خود را دوباره اجرا کنند، آن کارکرد و نتیجه سابق را نخواهد داشت».
عضو پیشین نهضت آزادی ایران درباره انتخابات مجلس یازدهم در سال 1398 و وضعیت اصلاح‌طلبان در آن، ادامه داد: «اگر فضای سیاسی سال آینده (1398) به همین شکل موجود باشد و تحول شگرفی در آن رخ ندهد، انتخابات بی‌رمقی در پیش خواهیم داشت در آن انتخابات کم‌رمق هم اصلاح‌طلبان رای آوری خیلی بالایی نخواهند داشت و در چنین شرایطی ترکیب مجلس یازدهم تغییراتی جدی خواهد داشت و اصلاح طلبان همین پایگاه فعلی در مجلس دهم را نیز متاسفانه از دست خواهند داد.
با توجه به دلسردی مردم، اصلاح‌طلبان چه راه‌کاری باید ارائه کنند تا پایگاه رای خود را دوباره به‌دست آورند؟ خرم در پاسخ به این پرسش به صراحت گفت: «با این پیش فرض که پایگاه اجتماعی اصلاح‌طلبان تضعیف شده و بسیاری به آن باور دارند، باید گفت که گفتمان اصلاح‌طلبی، «پیک» خود را رد کرده و به سرازیری افتاده و به سمتی می‌رود که از گفتمان غالب، خارج شده است».
این فعال سیاسی اصلاح‌طلب برای خروج از این وضعیت، افزود: «برای برون رفت از این وضعیت، ۳ راه‌کار وجود دارد که اصلاح‌طلبان باید از آن پرهیز کنند. نخست اینکه، باید از فساد و رانت دوری کنند. همان‌طور که آقای خاتمی نیز گفته‌اند، فساد منحصر به گروه خاصی نیست. اصلاح‌طلبان هم درگیر آن هستند و تا زمانی که یک جریان سیاسی آلوده به فساد و رانت باشد، مردم به آن جریان اعتماد نمی‌کنند پس طبیعی است که آرای خود را در سبد آنان نریزند و یکی از دلایل تضعیف پایگاه اجتماعی اصلاح‌طلبان نیز طی سال‌های اخیر همین است. ممکن است گفته شود تعداد کسانی که در اردوی اصلاح‌طلبان به فساد و رانت آلوده هستند، قلیل باشد اما باید توجه داشت که برای آلوده شدن یک جریان سیاسی، همان شمار اندک هم کفایت می‌کند».
خرم ادامه داد: «دومین نکته که اصلاح‌طلبان باید از آن پرهیز کنند، دوری از مصلحت اندیشی است. بحث این نیست که بخواهند کاری خارج از چارچوب قانون انجام دهند بلکه باید از همین ظرفیت‌های قانونی استفاده شود. اینکه پیش از ورود به ساختار قدرت برای مردم شعار تغییر و تحول داده شود و آنان را امیدوار کنند که حضور یک جناح در ساختار قدرت منجر به تغییراتی ماهوی خواهد شد اما پس از ورود به ساختار قدرت، مصلحت‌اندیشی پیشه شود و به شعارهای داده شده عمل نشود، معنای خوشبینانه آن این است که یا تحلیل‌های اولیه اشتباه بوده و بدبینانه‌اش این است که فریبکاری در کار بوده و در هر دو حال این مصلحت اندیشی باعث می‌شود مردم آرای خود را از سبد بیرون بیاورند چون مردم دلبسته به یک جناح سیاسی نیستند. مردم انتخاب می‌کنند تا تغییرات مورد نظرشان در چارچوب قانون اعمال شود و اگر نتوانند یا نخواهند همین تغییرات را اعمال کنند، خواسته مردم را برآورده نکرده‌اند بنابراین منطقی هم نیست تا توقع داشته باشند مردم همچنان پشت سرشان بایستند و رای بدهند».
امیر خرم در تشریح سومین راه‌کار ادامه داد: «باید از شیوه‌های غیر دموکراتیک دوری کرد. برای مثال اینکه اگر در انتخاب نمایندگان مجلس در شهرهای مختلف و به‌خصوص در تهران از شیوه‌های غیر شفاف یا رانت‌های حزبی استفاده شود، باعث کاسته شدن از آرا و پایگاه اجتماعی اصلاح‌طلبان می‌شود».
خرم با طرح یک پرسش، افزود: «همین شورای‌عالی سیاست‌گذاری اصلاح طلبان آیا به شیوه دموکراتیکی برقرار شده و اداره می‌شود؟ در پاسخ به آن باید بگویم که تردید جدی دارم. با وجود احترام بسیاری که برای شخصیت آقای خاتمی قائلم اما هیچکس از جمله ایشان را خارج از دایره نقد نمی‌بینم و پرسشم از ایشان و دوستان اصلاح‌طلب این است، اینکه شورایی برای مدیریت مجموعه نیروهای اصلاح‌طلب برقرار شود و در داخل این شورا افرادی وجود دارند که به «صفت حقیقی» انتخاب شده‌اند که آقای خاتمی روی آنان نظر داشته‌اند و افرادی هم که از احزاب مختلف هستند باز از طرف ایشان مشخص شده باشند یعنی فلانی از فلان حزب داخل این مجموعه باشد. می‌خواهم بدانم این شیوه با شیوه‌ای که برای انتخاب مثلا اعضای مجمع تشخیص مصلحت یا نهادهایی مثل شورای فضای مجازی و ...چه تفاوتی دارد؟ اگر ما آن شیوه‌ها را برای انتخابات غیر دموکراتیک می‌دانیم، در اینجا هم باید همان‌طور بدانیم. این که یک شیوه انتخاب را در نهادی نقد کنیم اما همان شیوه را در نهادی که به اردوی خودمان تعلق دارد، اجرا و پیاده کرده و نقد نکنیم، منجر به ریزش آرای اصلاح‌طلبان می‌شود. بنابر این اگر دوستان اصلاح‌طلب ما در فرصت باقیمانده که برای رای‌آوری هم بسیار کم است این شیوه‌ها را تغییر ندهند آن وقت مردم گمان می‌کنند که قصد فریبشان را دارند. باید فرض را بر این بگذارند که انتخابات آتی مجلس را از دست داده‌اند اما در عوض به شیوه‌هایی بپردازند که به صورت استراتژیک، جایگاه خود را در جامعه تقویت کنند.
خرم در پایان تاکید کرد: «اگر دوستان اصلاح‌طلب این شیوه‌ها را به‌عنوان یک استراتژی و نه فقط تاکتیک و به عنوان یک عقیده و باور در پیش بگیرند و به مردم این پیام را بدهند که این شیوه‌ها را انجام داده و هزینه آن را نیز که ممکن است در مقاطعی، حذف از ساختار قدرت باشد، تقبل می‌کنند اما به‌دست آوردن پایگاه اجتماعی در جامعه ارزش بسیار بیشتری دارد تا وارد ساختار قدرت شوند، بدون پشتوانه اجتماعی، عملا کاری هم از آنان بر نیاید و طبق تعبیر آقای حجاریان، اصلاح طلبان برای ورود به ساختار قدرت مجبور به گدایی شوند».
برنامه‌ریزی اصلاح‌طلبان برای انتخابات مجلس یازدهم
به گزارش رویداد۲۴، در جلسه جدید شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح طلبان که به ریاست محمدرضا عارف برگزار شد، عبدالواحد موسوی لاری، محمدرضا تابش (نماینده اردکان در مجلس)، علی صوفی (وزیر تعاون اصلاحات)، ابراهیم اصغرزاده (نماینده مجلس ششم)، محمود صادقی (نماینده مجلس دهم)، مهدی شیرزاد (عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت)، عماد بهاور (عضو نهضت آزادی) مرتضی مبلغ (عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت)، آذر منصوری (عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت)، الهه کولایی (عضو شورای مرکزی حزب پیشرو اصلاحات)، پرستو سرمدی (عضو شورای مرکزی جمعیت زنان مسلمان نواندیش)، حمیده زرآبادی (نماینده مجلس دهم)، فرشید گلزاده (مدیر پیشین فروشگاه رفاه)، سعید نورمحمدی (عضو شورای مرکزی حزب ندای ایرانیان)، محمد کبیری (رئیس ستاد جوانان روحانی در انتخابات)، افشین حبیب زاده، مرتضی الویری، حسن رسولی (اعضای شورای شهر تهران) سید کاظم اکرمی (وزیر آموزش و پرورش دولت میرحسین موسوی) و البته شهیندخت مولاوردی ( معاون سابق امور زنان و خانواده رئیس‌جمهوری) حضور داشتند.
شهیندخت مولاوردی دبیرکل جمعیت دفاع از حقوق بشر زنان است و چندی پیش به خاطر تصویب قانون منع به کارگیری بازنشستگان از دولت روحانی خارج شد.
مهمترین هدف این دوره از شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان، تعیین تکلیف مولفه‌های ورود به انتخابات مجلس یازدهم است. 
بلیط اتوبوس