روزنامه خراسان
1396/01/31

4 دهه مصاف استاد محمدتقی شریعتی با الحاد و استعمار

در فضای باز سیاسی به وجود آمده، پس از شهریور 1320، گروه‌های مختلف سیاسی و فرهنگی در کشور به فعالیت پرداختند؛ گروه‌هایی که اعتقادات برخی از آنها، سنخیتی با فرهنگ ناب اسلامی ایرانی نداشت. در این میان، مارکسیست‌ها که عموماً در قالب «حزب توده» فعالیت خود را متشکّل کرده‌بودند، فعالیت‌های گسترده‌ای را برای جذب جوانان و اشاعه تفکراتشان در جامعه، سازماندهی کردند. حضور نظامی شوروی در ایران، پشتوانه فعالیت توده‌ای‌ها بود. آنها، به ویژه، در میان دانشجویان و دانش‌آموزان، به شدت فعال بودند. مفاهیم و دیدگاه‌هایی که مارکسیست‌ها در جامعه آن روز ایران اشاعه می‌دادند، مانند شمشیری صیقل خورده بود؛ ظاهری زیبا داشت، اما بر فکر و ایمان جوانان، اثری مخرّب بر جا می‌گذاشت. برای مقابله با چنین هجمه گسترده‌ای، مبارزه‌ای برنامه‌ریزی شده و هدفمند لازم بود.در چنین شرایطی، مردی دانشمند و فاضل در شهر مشهد، بنیان حرکتی را گذاشت که نور امید را بر دل مؤمنان و متدیّنان تاباند. زنده‌یاد، استاد محمدتقی شریعتی، با تفکر ناب اسلامی، به مصاف اندیشه‌های انحرافی رفت. او غبار فراموشی را از روی مفاهیم بلند و کمتر دیده شده آموزه‌های اسلامی پاک و چهره واقعی اسلام راستین را، برای جوانانی که در معرض شدیدترین هجمه‌های اعتقادی قرار داشتند، نمایان کرد. هرچند چراغ عُمر آن نیکمرد، در 31 فروردین سال 1366 خاموش شد، اما مجاهدت‌های او در راستای دفاع از ارزش‌‌های اسلامی و احیای آنها، فراموش شدنی نیست. نوه آخوند حکیم استاد محمدتقی شریعتی فرزند خاندانی عالم و ریشه‌دار در منطقه مزینانِ سبزوار بود. او در سال 1286 (هـ.ش) دیده به جان گشود. پدربزرگش، «آخوند ملاقربانعلی»، معروف به «آخوند حکیم»، از شاگردان مبرّز «حاج ملاهادی سبزواری» و از عالمان بنام خراسان در دوره خود محسوب می‌شد. استاد شریعتی، تحصیلات حوزوی خود را در مزینان آغاز کرد و در حوزه علمیه مشهد ادامه داد. شرایط دشواری که به واسطه سیاست‌های ضد دینی رضاخان، برای تحصیل در حوزه‌های علمیه، حاکم شده بود، از یک سو و از سوی دیگر، نیاز مُبرم نسل جوانی که در مدارس آن روز، تحت تعلیمات غیر دینی و گاه ضددینی قرار می‌گرفت، استاد شریعتی را بر آن داشت که تدریس و تحصیل در حوزه علمیه را ترک کند و به تدریس در مدارس نوین و دبیرستان‌ها بپردازد. باور آن مرحوم این بود که نسل تحصیلکرده آن روز، نقش مهمی در آینده کشور و رقم زدن تحولات بنیادین آن دارد و لازم است پیوند جوانان با اندیشه‌های دینی و آموزه‌های اسلامی، محکم و عمیق باشد. مصاف با خرافات شیوه استاد شریعتی در بیان معارف دینی و تشریح آموزه‌های اسلامی برای جوانان، در آن زمان، روشی منحصر به فرد بود. او نیازهای زمانه خود را به خوبی می‌شناخت و می‌کوشید خوراک روحی و معرفتی نسل جوان را، بر اساس مقتضیات زمان و نیازهای فکری و اعتقادی آنها فراهم کند. در آن دوره، رواج برخی خرافات و باورهای غیردینی، به نام دین، باعث بی‌رغبتی تعدادی از جوانان تحصیل‌کرده، نسبت به دین و آموزه‌های آن شده بود. این وضعیت، عرصه را برای فعالیت و اشاعه دیدگاه‌های ضددینی، مانند تفکرات مارکسیستی، بیش از پیش فراهم می‌کرد.استاد شریعتی، با شجاعتی مثال زدنی، به مقابله با خرافات پرداخت و چهره واقعی اسلام را برای نسل جوان آشکار کرد. او در جلسات تفسیر قرآن و پرسش و پاسخ دینی که در شهر مشهد، از سال 1323 (هـ.ش) به بعد، برگزار می‌شد، پاسخگوی پرسش‌های متعدد و گاه چالشی جوانان تحصیلکرده‌ای بود که عموماً، به عنوان قشر روشنفکر شناخته می‌شدند. می‌توان گفت جلسات درس استاد شریعتی در مشهد، مکانی برای آشتی روشنفکران با دین و آموزه‌های دینی بود. او را به دلیل پاسخ‌های پرحکمت و قانع کننده‌اش به جویندگان علم، «سقراط خراسان» لقب داده بودند. برخی از شاگردان وی در این جلسات، بعدها در زمره اندیشمندانی قرار گرفتند که نقش مهمی در ترویج اندیشه‌های انقلابی و دینی ایفا کردند که مرحوم دکتر علی شریعتی، فرزند استاد، یکی از آنهاست. افزون بر این، استاد شریعتی با انتشار کتاب و مقالات متعدد علمی، پاسخگوی پرسش‌های فراوانِ علاقه‌مندانی بود که به جلسات او دسترسی نداشتند. با تلاش‌ها و مجاهدت‌های استاد شریعتی، تعداد زیادی از جوانانی که جذب تفکرات انحرافی شده‌بودند، به دامان اسلام بازگشتند. شاگردان او، هر سال، در روز عاشورا، در قالب هیئتی منظم و آراسته، در خیابان‌های منتهی به حرم مطهر امام رضا(ع) به عزاداری می‌پرداختند و به جای نوحه‌ها و شعرهای متداول آن روزگار که گاه با مبانی قیام سیدالشهداء(ع) سنخیتی نداشت، از شعارهای اصیلِ عاشورایی استفاده می‌کردند و باعث توجه روزافزون مردم به فرهنگ ناب اسلامی می‌شدند. دکتر غلامرضا جلالی در کتاب «مشهد در تاریخ معاصر»، ضمن نقل وقایع مشهد در آن دوره، گاه به انجام چنین اقداماتی از سوی استاد محمد تقی شریعتی و شاگردان او، اشاره کرده است. مرد عرصه سیاست و مبارزه فعالیت‌های استاد شریعتی، تنها به نشر آموزه‌های ناب اسلامی محدود نمی‌شد. او در نهضت ملی شدن صنعت نفت نیز، حضوری فعال داشت. صفحات روزنامه خراسان، که در آن زمان، تنها 3 سال از آغاز انتشارش می‌گذشت، مشحون از بیانیه‌ها و گزارش سخنرانی‌های استاد محمدتقی شریعتی و آینه تمام نمای اقبال مردم مشهد به راهنمایی‌ها و ارشادات اوست. آن مرحوم، طی اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های خود، مردم را به مبارزه با استعمار انگلیس و پایداری در راه رسیدن به پیروزی در نهضت ملی شدن صنعت نفت، فرا می‌خواند. استاد شریعتی، شخصیت محبوب گروه‌های مذهبی سیاسی مشهد بود و سخنران بسیاری از مجامع، تجمع‌ها و میتینگ‌های آنها که در قالب «هیئت‌های مؤتلفه اسلامی مشهد» فعالیت می‌کردند، محسوب می‌شد. اقدامات مؤثر او در متشکّل کردن جوانان، در جریان مبارزه برای ملی شدن صنعت نفت، باعث شد که رژیم شاه، پس از کودتای 28 مرداد 1332 و در پی انتشار جزوه‌ای از استاد شریعتی که در آن، توافق‌های نفتی دولت کودتا را به باد انتقاد گرفته بود، او را بازداشت و از برگزاری جلسات تفسیر قرآن و نهج‌البلاغه او، جلوگیری کند.استاد شریعتی مدتی را در زندان گذراند و پس از آزادی، به او اجازه فعالیت داده نشد. با این حال، آن مرحوم توانست در سال 1341 (هـ.ش)، مجدداً جلسات درس خود را دایر کند، اما وقوع قیام خونین 15 خرداد 1342 و بیم ساواک از فعالیت‌های سیاسی استاد شریعتی، باعث شد که دوباره، جلسات درس او تعطیل شود.با وجود تعطیلی جلسات درس، سخنرانی‌های روشنگرانه استاد، متوقف نشد. او در هر مناسبتی و در هر مکانی که مجال پیدا می‌کرد، به سخنرانی و پاسخ دادن به سوالات اعتقادی و دینی مردم می‌پرداخت. یکی از معروف‌ترین جلسات پرسش و پاسخ استاد شریعتی، در اوایل دهه 1350 (هـ.ش)، در حسینیه ارشاد تهران برگزار شد که پس از پیاده سازی سخنرانی استاد و چاپ و انتشار آن، با اقبال فراوانی روبه‌رو شد.از استاد محمدتقی شریعتی آثار مکتوب متعددی برجا مانده‌است که از میان آنها، می‌توان به «آغاز وحی»، «اصول عقاید و اخلاق»، «امامت در نهج‌البلاغه»، «تفسیر نوین»، «چرا حسین(ع) قیام کرد؟»، «مبانی اقتصادی در اسلام»، «مهدی(عج)؛ موعود امم»، «علی(ع)؛ شاهد رسالت» و «وحی و نبوت در پرتو قرآن» اشاره کرد. پیکر استاد محمدتقی شریعتی، پس از تشییعی باشکوه در مشهد، از مسجد «آقاحسین بناها»(شهدای فعلی) در خیابان خسروی به سمت حرم مطهر امام‌رضا(ع)، در جوار بارگاه ملکوتی آن امام همام، به خاک سپرده شد.