دختر بدر الدجی امشب سه جا دارد عزا --- گاه می‌گوید پدر، گاهی حسن(ع)، گاهی رضا (ع)

نوائیان - خورشید روزهای پایانی ماه صفر، در حالی در افقی خون رنگ ناپدید می‌شود که مسلمانان، سوگوار یتیمی خویش اند؛ سوگوار عروج رسولی که پدرانه در فکر آن ها بود و با مهربانی اش، غبار غم را از صورت مؤمنان پاک می‌کرد. ای رحمت خداوند بر آدمیان! با کدام کلمه می‌توان ماتم فقد تو را توصیف کرد؟ کدام واژه است که در برابر سنگینی غم معراج همیشگی‌ات، زانو نزند؟ کدام دلی است که در فراقت از تپش نایستد؟ این شب ها، بر کوچه‌های مدینه گرد غریبی پاشیده‌اند. امشب، فاطمه(س) سوگوار است و امیدوار؛ امیدوار از این‌که مدتی بعد، نخستین فرد از خاندان رسالت است که با خیرالبشر دیدار می‌کند. ای والا پیامدار! ای مهربان پیامبر! نمی‌دانیم در غم هجران تو مویه کنیم یا در داغ جگر صدپاره فرزندت، سبط اکبر، حسن‌المجتبی(ع) ناله سر دهیم؟ اما این دو مصیبت عظما، پایان محنت نیست که فراقی دیگر در راه است؛ در غربت توس، در محاصره‌ای که فرزند هارون برای عالم آل محمد(ص) تدارک دیده، علی بن موسی‌الرضا(ع)، چشم انتظار آخرین دیدار با فرزند دلبند است و پس از آن، عروج و ملاقات با معبود. این غم را چگونه باید واگویه کرد؟  آجرک ا... یا صاحب‌الزمان(عج)
بلیط اتوبوس