«حال خوش خواندن» شعار بیست و ششمین هفته کتاب شد «شعار‌»های شعاری!

فاطمه امین‌الرعایا
کتاب، شاید مهم‌ترین ابزار فرهنگی در هر جامعه باشد. در کشور ما هم با وجود تمام بی‌مهری‌ها به این یار مهربان اما به مناسبت‌های مختلف به آن می‌پردازند. یکی از همین مناسبت‌ها هفته کتاب است. در دومین جلسه شورای سیاست‌گذاری بیست و ششمین هفته کتاب جمهوری اسلامی «حال خوش خواندن» به عنوان شعار این هفته انتخاب شد. اما آیا همه با کتاب خواندن حال‌شان خوش می‌شود؟
در جلسه‌ای که دیروز تشکیل شد، نیکنام حسینی‌پور، دبیر بیست و ششمین هفته کتاب اعلام کرد که پس از بررسی شعارهای پیشنهادی برای این هفته، «حال خوش خواندن» به عنوان شعار بیست و ششمین هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران انتخاب شد. او گفت: این شعار با توجه به رویکرد برگزاری هفته کتاب در تشویق مردم به کتابخوانی به عنوان شعار این دوره انتخاب شد. هدف از برگزاری هفته کتاب، ترویج کتابخوانی و تشویق مردم به مطالعه بیشتر است. همچنین با توجه به تقارن برگزاری این دوره از هفته کتاب با هفته وحدت، اعضای شورای سیاست‌گذاری تاکید داشتند که شعار انتخابی در فضای تشویقی و بانشاط انتخاب شود تا با فضای ایام هفته وحدت متناسب باشد.
حال خوشش با وجود گرانی می‌ارزد
ایجاد حال خوش به عوامل مختلفی بستگی دارد. شاید کتاب در بعضی موارد بتواند این نقش را ایفا کند. امیرعلی سی ساله و کارمند است. او یکی از افرادی است که یک کتاب می‌تواند حال خوش را برایش به ارمغان بیاورد. او در این‌باره به «ابتکار» می‌گوید: کتاب همیشه حال من را خوب می‌کند. به طور مثال در همین هفته گذشته که حال خوشی نداشتم و کمی ذهنم آشفته بود و در عین حال همبی پول بودم، برای اینکه حال خودم را بهتر کنم رفتم به یک کتابفروشی و برای خودم یک کتاب هدیه گرفتم که قیمتش 40 هزار تومان بود اما حالم خوب شد.
او درباره تاثیر قیمت کتاب بر ایجاد حال خوش اضافه کرد: کتاب 40 هزار تومانی برای من گران بود اما خریدمش. یک مجموعه کتاب هم می‌خواهم که وقتی از کتابفروش قیمتش را پرسیدم گفت حدود سیصد هزار تومان و احتمالا چاپ‌های بعدی به رقم‌های بالاتری حدود پانصد هزار تومان هم برسد. اما شاید اگر در موقعیتی باشم که حال بدی داشته باشم و بخواهم با کتاب حالم را بهتر کنم باز هم ممکن است پول‌هایم را جمع کنم به امید آن‌که آن مجموعه چند جلدی را هم بخرم! کتاب کالایی نیست که کسی هفته‌ای یک عدد بخرد و بخواند. در شرایط جامعه امروز کسی که کتابی می‌خرد، شاید یکی دو ماه برای خواندن آن وقت بگذارد بنابراین می‌توانم برای خرید هر ماه یا دو ماه یک‌ بار کتاب پس‌انداز کنم.
این جوان درباره کتاب‌هایی که حالش با آنها خوب می‌شود هم می‌گوید: من فقط با کتاب‌هایی که مطابق سلیقه‌ام باشد و خودم بشناسمش حال خوش پیدا می‌کنم چون گاهی کتاب‌‌هایی به من پیشنهاد شد اما پس از خواندن از آن خوشم نیامد و به دنبال آن حس خوبی هم از آن نگرفتم.
در چند سال گذشته که وسایل دیجیتالی به بخش جدانشدنی زندگی افراد تبدیل شده، کتاب هم سعی کرده خودش را در این زمینه به‌روز کند. کتاب‌های الکترونیک، پی‌دی‌اف‌ها و اپلیکیشن‌های کتاب از جمله تغییرات شکل کتاب در یکی دو دهه گذشته بوده‌اند. اما حال خوش با کتاب الکترونیکی ایجاد می‌شود یا کتاب کاغذی؟ امیرعلی می‌گوید: صد در صد حال کتاب کاغذی خواندن بهتر از کتاب الکترونیکی است. من در کتاب خط می‌کشم. عادت دارم ورق بزنم با تلفن همراه نمی‌توانم این ارتباط را برقرار کنم. البته در بعضی از اپلیکیشن‌ها امکاناتی برای حاشیه‌نویسی کنار متن فراهم شده اما به نظر من باز هم هیچ چیز کتاب کاغذی نمی‌شود.
حال خوش، ناشی از آگاهی است
محمد، نمایشنامه‌نویس است. او که دهه چهارم زندگی‌اش را می‌گذراند به دلیل شغلش زیاد کتاب می‌خواند. او که برای خواندن چندان به حال خوش یا بد توجهی ندارد به «ابتکار» می‌گوید: کتاب برای من سرگرمی نیست که حالم را خوب کند. کتاب یکی از ملزومات زندگی قشر تحصیل کرده یا اهالی فرهنگ و هنر است. ما عادت کرده‌ایم که کتاب بخوانیم و تازه‌های نشر را دنبال کنیم. البته امروز آنقدر قیمت کتاب‌های کاغذی به دلیل افزایش بهای کاغذ بالا رفته که مردم به سمت استفاده از کتاب‌های الکترونیک رفته‌اند. اپلیکیشن‌های کتابخوانی کتاب‌های الکترونیک را با قیمت خوبی در اختیار علاقه‌مندان قرار داده‌اند و امکاناتی برای یادداشت‌نویسی هم فراهم کرده‌اند.
او با اشاره به تاثیر شرایط اقتصادی بر حال افراد می‌گوید: حال خوش زمانی ایجاد می‌شود که زندگی افراد در شرایط متعادلی قرار داشته باشد، وضعیت اقتصادی به ثبات رسیده باشد، امنیت تامین شود، آرامش روحی و روانی بر جامعه حاکم شود. با یک کتاب که حال کسی خوب نمی‌شود.
محمد اضافه می‌کند: البته پیش آمده که کتابی را بخوانم و بعد از آن برای لحظاتی کوتاه احساس خوبی داشته باشم. کتاب‌هایی بوده‌اند که هم در سبک زندگی‌‌ام تغییر ایجاد کرده و هم نوع نگاهم به مسائل، اندیشه‌ام به آینده و نگاهم به گذشته را عوض کرده‌اند. به عنوان مثال کتاب‌های محمدعلی همایون کاتوزیان که در زمینه سیاست، اقتصاد و تاریخ پژوهش کرده است، تاثیر بسزایی در زندگی من داشته است. کتاب‌های اروین دیالوم هم خیلی تاثیرگذار بوده‌اند. البته منظور من از لذت، لذت از آگاهی است.
او درباره حال خوب در ادبیات معاصر، خصوصا ادبیات این روزها می‌گوید: ادبیات ما از دهه 40 به بعد کاملا دگرگون شده است. قله‌های ادبیات ما، درباره مسائل اجتماعی می‌نوشتند. آن دوره نویسنده‌ها بسیار متعهد بودند و همین امر بر قلم‌شان هم تاثیر گذاشته بود. ادبیات آن دوره سرشار از انتقاد به شرایط موجود بود و فضای روشنفکری در آن به چشم می‌خورد. نویسندگان آن دوره زندگی مردم را نقد می‌کردند و به دنبال ایجاد فضای بهتر بودند. اما امروز نویسندگان کاری به زندگی مردم ندارند. یک فضای هپروت‌وار و پر از هذیان را روایت می‌کنند و تنها تفکرات ذهنی نویسنده در آن دیده می‌شود که هیچ ربطی به مخاطب یا فضای جامعه ندارد و هیچ تاثیری هم ندارد. دلیل ایجاد این فضا در داستان‌نویسی، سانسور گسترده است به طوری که دیگر نه ناشر و نه نویسنده به سمت نقد فضای موجود نمی‌روند. البته بعضی از نویسندگان تا حدی توانسته‌اند از این خط قرمزها عبور کنند اما خوانده‌ای ندارند. تیراژ 500 تایی یا حداکثر 5000 تایی کتاب یعنی ارتباط با حداکثر 5 هزار نفر در جامعه 80 میلیونی که تقریبا هیچ اثری در جامعه نخواهند داشت.
«حال خوش خواندن» گرچه شعار زیبایی است اما ایرادش دقیقا در همین «شعار» بودن است! به نظر می‌رسد برای تبدیل این شعار به عمل نیازمند همتی از سوی مسئولان هستیم که سایه ممیزی، آن هم به این شکل سلیقه‌ای را از سر اهالی فرهنگ و کتاب بردارند تا مخاطب دوباره با کتاب‌ها آشتی کند. همچنین باید راهکارهایی برای کاهش قیمت کتاب اندیشیده شود تا مردم بتوانند اول کتاب را بخرند و بعد با خواندنش حال خوش پیدا کنند! اما متاسفانه به نظر می‌رسد به جای اقدامات موثر، تنها به دنبال «شعار» دادن هستیم تا «عمل» کردن!
رزرو هتل