درباره شاعرو طنز پرداز«عمران صلاحی» به بهانه سالروز درگذشتش

گروه ادب و هنر- یازدهم مهر، سالروز درگذشت عمران صلاحی نویسنده، شاعر و طنزپرداز است. او خود می گوید :« دهم اسفند 1325 در تهران متولد شده ام. چهارراه گمرک امیریه. البته نه وسط چهارراه. اگرچه گفته اند خیر الامور اوسطها. نامم را مراد، عموی کوچکم انتخاب کرده. از قرآن و سوره آل عمران. احمد شاملو می گفت نامش عمران است اما از اول باعث خرابی است». صاحب کتاب « مرا به نام کوچکم صدا بزن» معتقد بود خرجین شعرش مانند سبد میوه فروشی است و هرنوع شعری در آن پیدا می شود. امروز به مناسبت دوازدهمین سال درگذشت این شاعر و طنز پرداز، گوشه هایی از زندگی او را ورق زدیم.
آن چه از «عمران» باید بدانید
زندگی نامه خود نوشت عمران صلاحی، اولین بار در مجله گوهران چاپ شد. او در این زندگی نامه نوشته است:« مادرم متولد باکو است. پدرم متولد شام اسبی اردبیل. سال1340 زمانی که در تبریز بودیم، ناگهان به دیار باقی شتافت. یک زن به نام هایده و دو فرزند به نام های یاشار و بهاره و یک عالمه شعر و نوشته. به دلیل استعداد فراوان، سه سال در دبیرستان رفوزه شده ام و آخرش هم ناپلئونی قبول شده ام. فوق دیپلم مترجمی زبان انگلیسی دانشکده ادبیات تهران را دارم. با این مدرک نیم بند فقط توانستم در سازمان رادیو و تلویزیون به عنوان کارمند اداری استخدام شوم. بعدها ویرم گرفت و ویراستار شدم.»
زندگی شعری در جوادیه
اولین شعر عمران صلاحی، مثنوی «باد پاییزی» بود که در سال 1340 در مجله اطلاعات کودکان به چاپ رسید. البته زندگی شعری او از محله جوادیه تهران و رفاقت با یک دوچرخه سازِ شاعر به نام رحمان ندایی و از انجمن شعر صائب آغاز شد. عمران خود گفته است:« از انجمن صائب پایمان به انجمن های دیگر باز شد؛ هر شب انجمنی برپا بود. یک شب که از انجمن آذرآبادگان واقع در امیرآباد می آمدم با حسین منزوی آشنا شدم. جوانی لاغر که دانشجوی دانشگاه تهران بود و در خانه عمویش در جوادیه زندگی می کرد. از آن به بعد همه در انجمن های ادبی من و منزوی را با هم می دیدند.»
 روزهای درخشان 20 سالگی و بعد از آن
عمران صلاحی از سنگ زدن به دوچرخه قراضه اش شعر ساخت و با امضایی برای روزنامه فکاهی توفیق فرستاد. شعر چاپ شد و در 20سالگی عضو هیئت تحریریه روزنامه توفیق شد. در آن جا با پرویز شاپور کاریکلماتوریست معروف آشنا شد. به گفته صلاحی، سال 45 نقطه عطف زندگی هنری او بوده است. سالی که در آن به دو زبان فارسی و ترکی شعر نو می سرود و همکاری اش با توفیق زمینه ساز آشنایی با خیلی از اهالی ادب و هنر شد. علاقه عمران صلاحی به شعر ترکی باعث شد او در سال 65 با شاعران ترک زبان در قهوه خانه ها جلسه شعر خوانی بگذارند. آشنایی او با احمد شاملو هم در یکی از همین جلسات به دوستی رسید.
«عمران» از نگاه دیگران
سید حسن حسینی درباره عمران صلاحی گفته است: « او مصرف‌کننده صرف طنز و شوخی نیست بلکه از تولیدکنندگان مواد اولیه خنده برای صدور به لب‌های در حال توسعه است. عمران شاعر ستایشگر خوبی‌هاست؛ سلاح او در این ستایش و ستیز ایجاز زیبایی، دامن زدن به شوخ‌طبعی و خنده است.» جواد مجابی معتقد است کار عمران صلاحی به پایان نرسیده بود. او می گوید:«مهم‌ترین خصیصه‌ عمران، دوست داشتن مردم و سخن گفتن به شیوه‌ آن‌هاست؛ به این معنا که زبان مردم کوچه و بازار را در حد کمال به کار می‌برد. پشت طنزهای شوخ و شاد عمران همواره یک اندوه عظیم بر سرنوشت آدمی موج می‌زند و این خصیصه‌ یک طنزپرداز برجسته است.»
خرید بلیط