پرونده سیاه و سنگین آمریکا از مداخله در کشورهای جهان

از گرگ، جز صفت درندگی و از آمریکا جز خوی تجاوز گری انتظاری نمی‌رود. بدون شک ریشه رفتار‌های امروز سیاستمداران آمریکایی را باید در پیشینه وحشی گری آنان جست و جو کرد. این مدعیان دروغین حقوق بشر که وجودشان را در گرو ریختن خون مردم دارند و برای پیشبرد منافعشان هزاران راه شوم رفته اند، به گونه‌ای که عملکرد آنها پس از جنگ دوم جهانی مملو از تجاوز و درنده خویی است،اکنون در لباس میش،جمهوری اسلامی ایران را متهم به دخالت در امور سایرکشورها می‌کنند. کشوری که حیات ومنافع خود را در حمله و دخالت نظامی در کشورهای دیگر می‌بیند اکنون مدعی است ایران در کشورهای دیگر دخالت می‌کند و باید به این مداخله پایان دهد!
مدعیانی که همگان را به عدم پایبندی به حاکمیت کشورها، قوانین وقطعنامه‌های بین‌المللی محکوم می‌کنند، حال این بار خود به صراحت قطعنامه‌های شورای امنیت را نقض کرده و برجام را زیر پا می‌گذارند. از این گذشته کارنامه امریکا پس از جنگ جهانی دوم مملو ازدخالت‌ در امور کشورهاست که کافیست نگاهی گذرا به آن بیندازیم.
«جیمز مونرو» رئیس‌جمهور وقت آمریکا در سال 1823 درحالی طرح آمریکایی «اصل مونرو» یا اصل بی‌طرفی را به عنوان یک اصل اساسی در سیاست خارجی این کشور با سایر کشورها و ملت‌ها خلق کرد که همان زمان ارتش این کشور درحال تجاوز به نیکاراگوئه بود.
از این گذشته فهرست اقدامات تروریستی 100 سال اخیر آمریکا در جهان نیز چیزی نیست که از چشم تیز بین تاریخ پنهان مانده باشد. ریز شدن در تمامی موارد این جنایتها به ویژه شمار قربانیان این اقدامات تجاوزکارانه و تروریستی دولت آمریکا، به خوبی نشانگر درنده خویی سیاستمداران امریکایی است.
از سرزمین آمریکا تا جزایر هاوایی و از خاک جمهوری اسلامی ایران تا کره، از تاخت و تاز در جنگ جهانی دوم و استفاده از بمب هسته‌ای تا اقدامات اشغالگرانه درکشورهای اسلامی از قبیل افغانستان،عراق و سوریه و از نفوذ در هندوراس، پاناما و شیلی تا انجام آزمایش‌های میکروبی در کشورهای فقیر آفریقایی و حتی انجام عملیات تروریستی در کشورهای هم پیمان تا دخالت در اوکراین،شمه کوچکی از اقدامات کاخ سفید در قالب سیاست خارجی این کشور در برخورد با دولتها و ملتهای جهان محسوب می‌شود.
در این گزارش قصد بررسی پشت‌پرده کودتاهای یک قرن اخیر جهان و اقدامات تروریستی دولت آمریکا و نتایج آن اعم از خسارتهای مادی و معنوی به کشورها،ملتها وجامعه جهانی نداریم و فقط فهرست وار به دخالت‌ها و تجاوزات نظامی امریکا در سایر کشورها می‌پردازیم:
"جیمی سکاهل" که برای تالیف کتاب خود "جنگ‌های کثیف... جهان صحنه درگیری"، به مناطق مختلفی از جهان مسافرت کرده و جنایات دولت آمریکا را در کشورهای همچون افغانستان، یمن،مالی، سومالی و... به ثبت رسانده است، تمامی جنگ‌های انجام گرفته توسط آمریکا را در یک راستا توصیف و معتقد است اختلاف آنها صرفا در مورد نوع نامگذاری آن می‌باشد. مسئله‌ای که در دهه‌های شصت وهفتاد از قرن میلادی گذشته از طریق کودتاهای نظامی در سرتاسر جهان از آمریکای لاتین گرفته تا منطقه خاورمیانه انجام می‌گرفت درحالیکه در برهه کنونی گروه‌های تکفیری جایگزین ژنرال‌های دیکتاتور شده‌اند گرچه هدف و رویکرد‌ها همانی است که در گذشته بود.
"جرج کینان" صاحب نظریه «مهار توسعه اتحاد جماهیر شوروی» معتقد است که شعارهای دفاع از حقوق بشر و بهبود ساختار دمکراسی هیچ ارتباطی با سیاست خارجی دولت آمریکا ندارد و پایه‌های سیاست خارجی آمریکا حمایت از تامین منافع و منابع اولیه مورد نیاز است و همواره در این راستا گام برمی دارد.
با نگاهی به عملکرد دولت آمریکا طی قرن گذشته دو واقعیت قابل تامل و غیر قابل اغماض به چشم می‌آید، یکی اینکه ساختار تشکیل ایالات متحده آمریکا هیچ شباهتی به تشکیل هیچ کشور دیگری در جهان ندارد وتنها می‌توان آنرا با رژیم صهیونیستی مقایسه کرد که پس از کشتار ملت فلسطین شکل گرفت. دومین واقعیت قابل تامل آن است که بانگاهی به اقدامات و تجاوزات دولت آمریکا طی قرن گذشته تقریبا هیچ کشوری از دخالت‌های مستقیم و غیر مستقیم،‌ تجاوزات مستقیم، غیر مستقیم و اقدامات تروریستی دولت آمریکا در امان نمانده است.
در قرن نوزدهم دولت آمریکا اصل «مونرو» یا اصل بی‌طرفی را در دستور کارسیاست خارجی خود قرار داد، جیمز مونرو رئیس‌جمهور وقت آمریکا درحالی این سخنان را بر زبان می‌راند که نیروهای ارتش این کشور درحال تجاوز به کشور نیکاراگوئه بودند.
علاوه بر تجاوز به نیکاراگوئه، حمله آمریکا به پرو، تجاوز به مکزیک و الحاق نیمی از خاک این کشور به آمریکا، تجاوز به اروگوئه، تجاوز به پاناما، تجاوز به کلمبیا وتکرار آن، تجاوز به آرژانتین، تجاوز به چین، دخالت مستقیم در امور داخلی کوبا، تجاوز به هندوراس، تجاوز به هائیتی و اشغال آن، مشارکت در جنگ جهانی اول و حتی هلی برن نیرو در روسیه برای جنگ با بولشویک‌ها همگی بخشی از کارنامه تجاوزات دولت آمریکا در دوره‌ای است که رسما اعلام بی‌طرفی کرده و تاکید کرده بود در امور دیگر کشورها دخالت نخواهد کرد.
اما بعد از آن ویلسون (1921-1913) رئیس‌جمهور آمریکا حتی این اصل نمایشی را هم لغو و صراحتا بر استفاده از راهبرد جنگ و قدرت نظامی برای تحقق اهداف و منافع آمریکا تاکید کرد تا با روی کار آمدن فرانکلین روزولت به ریاست جمهوری آمریکا،واشنگتن رویکرد نظامی گری خود را بیش از پیش در پیش بگیرد.
به گفته کارشناسان، دولت آمریکا طی دو قرن گذشته تمامی کشورهای جهان را هر یک به نحوی مورد تجاوز و تعدی قرار داده است.دولت آمریکا از همان اوان شکل‌گیری، جنگ و تجاوز را به عنوان بهترین راهبرد برای بسط نفوذ خود برجهان در دستور کار خود قرار داده وآنرا راهبردی غیر قابل تغییر که تمامی روسای جمهور این کشور با وجود اختلافات موجود در گفتمان ونوع نگرش هایشان به عنوان" اصلی غیر قابل تغییر" در دستور کار خود قرار داده و می‌دهند. در این اصل کشتار ساکنان اصلی هر سرزمین و جایگزینی مهاجران به جای آن یا فراهم کردن این کار بخش لاینفک این راهبرد محسوب می‌شود.
دولت آمریکا به بهانه دفاع از دمکراسی،جنگ‌ها و تجاوزات خود را در سرتاسر جهان گسترده‌تر کرده و بعد از جنگ جهانی دوم که جهان دو قطبی شد، این حضور و دخالت‌ها نیز زیر چتر مقابله با خطر کمونیسم علنی‌تر و پررنگ‌تر گردید وبا پیش کشیدن نظریه دومینو که سقوط یکی از کشورهای بلوک آزاد یا سرمایه‌داری زمینه سقوط بقیه کشورها فراهم می‌شود ابتدا در سال 1951 (1330)شبه جزیره کره را مورد حمله قرار داد سپس در سال 1954(1333) ایران صحنه تاخت و تاز و تجاوزاتش قرار گرفته بعد از آن ویتنام در سال 1964 (1343)مورد تهاجم قرار گرفت و در سال 1970 هم هندوچین به این بهانه به خاک و خون کشیده شد.
برای اطلاعات بیشتردر این زمینه می‌توان به ترجمه کتاب" زلتان گروسمان " به نام "چرا جهان از آمریکا متنفر است" مراجعه کرد. جدول زیر نیز شرح کوتاهی از برخی از دخالت‌ها، تجاوزات و جنایات دولت آمریکا در نتیجه دخالت‌ها در امور داخلی کشورها صرفا طی 70 سال گذشته را ارائه می‌دهد:
*فرانسه 1944 (1323):ژنرال آیزنهاور که بعدها رئیس‌جمهور آمریکا شد نورماندی فرانسه را به اشغال خود در آورد
*سوریه 1946(1325):انجام کودتا در سوریه
*یوگسلاوی 1946 (1325):تهدید به حمله نظامی به یوگسلاوی بعد از به زمین نشاندن یک هواپیمای متجاوزآمریکایی در این کشور
*اروگوئه 1947(1326):تهدید به استفاده از سلاح هسته‌ای واستقرار نیرو در اطراف این کشور
*یونان1949- 1947 (1327):آمریکا مستقیما برای مقابله با راستگرایان در جنگ داخلی این کشور وارد شد.
*چین1949-1948 (1328):تفنگداران دریایی آمریکا با تجاوز به خاک چین، شهروندان آمریکایی موجود در این کشور را پیش از اعلام پیروزی کمونیست‌ها تخلیه کردند
*فیلیپین 1953-1948 (1327): سیا رهبری وهدایت شورشیان (هاکس) را در این کشور به عهده گرفت.
*پورتوریکو1950 (1329):سرکوب شورشیان استقلال طلب "پوتس" در این کشور
*کره1953-1950 (1329):دخالت در منازعه بین دو کره، نیروی زمینی ودریایی ونیز از طریق بمباران هوایی وتهدید به استفاده از توان هسته‌ای برای حمایت از کره جنوبی در مقابل کره شمالی وچین، در این جنگ آمریکا رسما در سال 1950 تهدید کرد از بمب اتمی استفاده خواهد کرد، پایگاه‌های نظامی آمریکا از آن زمان همچنان در این کشور مستقر می‌باشند.
*کوبا1952 (1331): حمایت از ژنرال باتیستا در عملیات کودتا در کوبا
*ایران1954 (1333): سیا دولت مردمی مصدق را سرنگون و شاه را بار دیگر به قدرت باز می‌گرداند.
*ویتنام1954 (1333): تهدید هسته‌ای و اعلام پیشنهاد تسلیم بمب به فرانسوی‌های محاصره شد.
*گواتمالا 1954 (1333): تهدید هسته ای، سازمان سیا بعد از ملی شدن زمین‌های متعلق به شرکت‌های آمریکایی توسط دولت جدید این کشور، هلی برد نیروهای مخالف را آغاز کرد، همچنین یک گروه چریکی مخالف را هم در نیکاراگوئه تاسیس کرد.
*مصر1956 (1335): تهدید به استفاده از بمب هسته ای، تجاوز زمینی وتهدید شوروی نسبت به دخالت در بحران سوئز.
*لبنان1958 (1337): پیاده کردن تفنگداران دریایی در سواحل لبنان وبعد از آن ورود به بیروت واطراف آن برای سرکوب مردم این کشور.
*چین1958 (1337): تهدید هسته ای، برای جلوگیری از تحرک علیه تایوان.
*پاناما1958 (1337): تجاوز زمینی برای مقابله با تظاهراتی که در اعتراض به برافراشته شدن پرچم آمریکا در این کشور صورت گرفت وقربانیان زیادی هم در پی داشت.
*ویتنام1975ـ 1960 (1339ش): جنگ آمریکا علیه ویت کنگ‌ها که بارها در آن تهدید به استفاده از بمب هسته‌ای کرد، در این جنگ آمریکا بیش از هشت میلیون ویتنامی را کشت 3 میلیون را مجروح و12 میلیون نفر را هم آواره نمود.
*کوبا1962 (1341): تهدید به استفاده از بمب هسته ای، محاصره دریایی در جریان بحران موشکی که در لحظه آخر از وقوع جنگ با شوروی اجتناب شد.
*پاناما1964 (1343):اشغال کانال پاناما منجر به جنگ دولت علیه اشغالگران آمریکایی شد.
*اندونزی1965 (1344):دخالت مستقیم سازمان سیا در کودتای خونین اندونزی که منجر به روی کار آمدن سوهارتو در این کشور شد، در این کودتان دست کم 2 میلیون کشاورز فقیر این کشور با حمایت سازمان سی‌ای ای قتل عام گردیدند.
*دومنیکن1966ـ1965 (1344):در جریان فعالیت‌های انتخاباتی جمهوری دومنیکن دولت آمریکا اقدام به پیاده کردن نیروی نظامی در این کشور کرد.
*گواتمالا1967ـ1966(1345):دخالت مستقیم دولت آمریکا در این کشور به بهانه سرکوب شورشیان
*آنگولا1992-1967(1346):سیا عملا از شورشیان این کشور که ازسوی آفریقای جنوبی حمایت می‌شدند، پشتیبانی کرد.
*کامبوج1975ـ1969(1348):دخالت آمریکا در این کشور که از زمین و دریا صورت گرفت دست کم جان دو میلیون انسان را گرفت واین کشور را برای یک دهه در هرج و مرج سیاسی باقی نگه داشت.
*لائوس1973ـ1971(1350):دولت آمریکا با فشار بر این کشور زمینه جنگ علیه ویتنام جنوبی را در چارچوب طرح "فرش بمب" به وجود آورد.
*شیلی1973 (1352):حمایت از کودتای نظامی پینوشه در شیلی. این کودتا با دخالت مستقیم سازمان سیا انجام گرفت
*ایران1980(1359):تجاوز به ایران که به حادثه طبس معروف شد، آمریکا در سایه تلاش برای باز پس گیری نفوذ خود در ایران شوروی را به استفاده از بمب هسته‌ای تهدید کرد
*لیبی1981(1360):تجاوز دریایی به لیبی
*السالوادور1992ـ1981 (1360):تجاوز زمینی که منجر به استقرار مستشاران نظامی و در اختیار قرار گرفتن حریم هوایی این کشور به بهانه مبارزه با شورشیان و جنگ ودرگیری به بهانه مقابله با آدم ربایی
*نیکاراگوئه1990ـ1981(1360):سازمان سیا کار پیاده کردن فراریان مخالف انقلاب این کشور را انجام و مبارزه علیه دولت مرکزی را رسما هدایت کرد
*لبنان1984ـ1982(1361):تجاوز زمینی و پیاده کردن تفنگداران دریایی بعد از گلوله باران بیروت، که با هدف اخراج نیروهای ساف از لبنان صورت گرفت، در این تجاوز نیروهای آمریکایی از شبه نظامیان کتائب حمایت کرده وتمامی موقعیت‌های سوری را تحت کنترل خود قرار می‌دهند.
*گرانادا1984-1983(1362):حمله به گرانادا برای مقابله با انقلاب مردمی در این کشور.
*فیلیپین1989 (1368):ورود مستقیم برای حمایت از دولت دست نشانده در مقابل مردم و انقلابیون.
*پاناما1990-1989(1368):27 هزار نظامی آمریکایی با تجاوز به این کشور بعد از کشتار 200 نفر از مردم دولت آنرا سرنگون، رئیس‌جمهور آنرا دستگیر، زندانی ورئیس جمهور دست نشانده خود را جایگزین آن می‌کنند.
*لیبریا:1990(1369):تجاوز به این کشور به بهانه تخلیه شهروندان خارجی.
*عراق1990(1369):محاصره دریایی اردن و عراق وآغاز حمله آزاد سازی کویت که منجر به کشته شدن 200 هزار عراقی، عقب نشینی عراق از کویت، اعلام منطقه ممنوعه هوایی در شمال عراق وبعد از آن کمک به صدام برای سرکوب قیام مردم شیعه عراق شد.
*سومالی1994-1992(1371):تجاوز زمینی و حضور دریایی به همراه گلوله باران مناطق مختلف این کشور، این تجاوز زیر به بهانه جنگ داخلی دایر در این کشور که سازمان سیا در آن نقش عمده‌ای داشت وبا فشار بر سازمان ملل موفق شد جای پای محکمی در شاخ آفریقا پیدا کرده و28 هزار نظامی خود را در آنجا مستقر کند اما مرگ 18 نظامی این کشور در اکتبر 1993 باعث آغاز عقب نشینی این کشور در سال 1994 شد.
*یوگسلاوی1994-1992(1371):حضور نظامی و دخالت مستقیم در این منطقه که زمینه ساز تجزیه این کشور به کشورهای ضعیف و کوچک گردید.
*بوسنی1995-1993(1372):حملات هوایی و سرنگونی هواپیماها و اعلام منطقه ممنوعه هوایی در این کشور توسط آمریکا از سال 1994 رسما این جنگ علیه صرب‌ها ادامه یافت
*زئیر (کنگو)1997-1996(1375):بعد از پدیدار شدن جرقه‌های قیام کنگو، تفنگداران دریایی آمریکا به اردوگاه پناهجویان توتسی در رواندا حمله کردند.
*سودان1998(1377):در ماه اوت 1998 ارتش آمریکا چند منطقه از جمله یک کارخانه دارو سازی در این کشور را مورد هدف قرار داد.
*افغانستان1998(1377):همزمان با ان حمله به افغانستان موشک‌های آمریکایی مناطقی در افغانستان را هم مورد اصابت قرار دادن این دو تجاوز به بهانه مرتبط بودن این دو کشور با انفجار سفارتخانه‌های واشینگتن در کنیا وتنانزانیا انجام گرفت.
*یوگسلاوی1999 (1378): آمریکا مناطق مختلف یوگسلاوی را مورد حمله قرارداد، این حمله به بهانه متقاعد کردن یوگسلاوی برای پذیرش پایان جنگ در کوزوو انجام گرفت.
*افغانستان2001(1380): تهاجم نظامی آمریکا به افغانستان به بهانه واکنش به غائله 11 سپتامبر اغاز شد.
*عراق:2003 (1382):سوای تحریم‌های هوشمندی که جورج بوش پسر بر علیه عراق اعمال کرد، واشنگتن به تدریج نفت عراق را نیز در قبضه کامل خود گرفت تا بعد ازآن هم فاز بعدی این تجاوز روز 20 مارس 2003 (1382)با تهاجم به عراق آغاز شود جنگی که باعث شد تا به امروز عراق دیگر روی آرامش را نبیند.
بعد از جنگ عراق بود که پروژه جنگ نیابتی به عنوان یکی از ابزارهای دخالت و سپس سلطه آمریکا در منطقه غرب اسیا کلید خورد و امروز هم به گسترده‌ترین شکل در پهناورترین سطح ممکن ادامه پیدا کرده است.
*سوریه 2014(1393):ورود غیر قانونی و تجاوزکارانه به سوریه در پوشش مبارزه با داعش.
امریکا، سمبل مداخله در انتخابات دیگر کشورها
از دیگر شیوه‌های مداخلات امریکا در دیگر کشورها، موضوع دخالت‌های امریکا در انتخابات دیگر کشورهاست. شبکه خبری «سی ان ان» آمریکا فاش کرده، دولت این کشور طی 54 سال از سال 1946 تا 2000(1379-1325)، حداقل در 81 انتخابات در 47 کشور دنیا دخالت کرده است.
«داو لوین» کارشناس نهاد سیاست و راهبرد در دانشگاه «کارنگی ملون» در گفت‌و‌گو با سی ان ان با بیان اینکه موضوع دخالت آمریکا را در انتخابات دیگر کشورها از دیدگاه علوم اجتماعی بررسی کرده است، برای نمونه به دخالت آمریکا در انتخابات ایتالیا در سال 1948(1327) اشاره کرد و گفت: آمریکا نگران بود حزب کمونیست در انتخابات برنده شود و لذا هر آنچه در توان داشت به کار گرفت تا از برنده شدن این حزب جلوگیری کند."
به گفته اوالبته مداخلات امریکا در انتخابات دیگر کشورها همواره از طرق مسالمت آمیز یا حمایت قانونی از جریان‌های سیاسی نبوده است بلکه اسناد معتبری وجود دارد که نشان می‌دهد امریکایی‌ها برای تاثیرگذاری بر نتایج کشورهای دیگر از شیوه‌هایی همچون رشوه به مقامات محلی، زد و بندهای پشت پرده با عوامل داخلی خود، تشویق به ترور فیزیکی و شخصیت چهره‌های رقیب، کمک به براندازی دولت‌های مخالف و حتی انجام کودتا مبادرت کرده‌اند.
در عین حال، این تلاشها نیز فقط به مقطع برگزاری انتخابات در دیگر کشورها محدود نمانده است.
امریکایی‌ها از 70 سال پیش برای دخالت در امور دیگران سرمایه گذاری‌های فراوانی انجام داده‌اند. پرداخت رشوه و پول، راه‌اندازی شبکه‌های رادیو و تلویزیونی، انجام محاصره اقتصادی و اعمال تحریم و تهدید و اجرا به لشگرکشی از جمله این سرمایه گذاری‌ها بوده است.
برخی از این روش‌ها سال‌ها پیش از برگزاری انتخابات آغاز و تا سال‌ها بعد نیز ادامه می‌یابد تا از این طریق، ذهنیت کشورهای هدف برای همسویی و پیروی از امریکایی‌ها فراهم شود.
در سال‌های اخیر و در پی فروپاشی بلوک شرق، روند مداخلات امریکا در انتخابات دیگر کشورها در قالب انقلاب‌های رنگین شدت گرفته است.به عنوان مثال، امریکا تقریبا در کلیه کشورهای رها شده از بلوک شرق و اتحاد شوروی به شیوه‌های مختلف دخالت کرد تا دولت‌های غربگرا و متحد واشنگتن را بر سر کار آورد.اوج این اقدامات در جمهوری چک، اوکراین و گرجستان ظهور پیدا کرد و حتی در داخل روسیه نیز مورد آزمایش قرار گرفت که به شکست انجامید.
اکنون امریکا با پدیده‌ای مواجه شده است که سالیان متمادی همین کشور از آن، ضد دیگران استفاده می‌کرد.برخی از مقامات سیاسی - اطلاعاتی امریکا مدعی هستند که روس‌ها در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 2016 (1395)با هدف کمک به پیروزی یکی از نامزدهای انتخاباتی، یعنی «دونالد ترامپ» و مقابله با رقیب دیگر یعنی «هیلاری کلینتون» در انتخابات این کشور دخالت کردند.
آنان به تماس‌های پنهانی اعضای تیم انتخاباتی ترامپ با روسیه، فعالیت تخریبی رسانه‌های روسی ضد کلینتون و افشاگری‌های مخرب علیه دموکرات‌ها توسط سایت‌هایی همچون ویکی لیکس اشاره می‌کنند.
درحالی که حداقل در مورد چند انتخابات اخیر در روسیه، امریکایی‌ها نیز با توسل به همین شیوه‌ها، از جریان‌های غربگرا و ضد دولتی در روسیه حمایت کردند تا «ولادیمیر پوتین»، رئیس جمهوری روسیه و حامیان سیاسی وی را شکست دهند.
اتهامات بی‌اساس امریکا علیه ایران
با روی کار آمدن دولت ترامپ در امریکا،کاخ سفید دائما در مواضع بی‌اساس، توهین آمیز و مداخله گرانه، خواسته‌ها و تهدیداتی را در ارتباط با ایران مطرح کرده که در تعارض آشکار با هنجارهای شناخته شده بین‌المللی و در مغایرت کامل با حقوق بین الملل است. این موضعگیریهای فرافکنانه قبل از هر چیز واکنشی انفعالی از جانب دولت آمریکا در برابر مخالفت یکپارچه جامعه بین‌المللی با سیاستهای مداخله جویانه واشنگتن در جهان بود. بی‌دلیل نیست که مواضع رئیس جمهوری امریکا و سایر مقامات تند روی این کشوربا برخورد منفی و بی‌اعتنایی جامعه بین‌المللی حتی دوستان آمریکا مواجه شده و تنها معدودی از اقمار آمریکا در منطقه از آن حمایت می‌کنند.
در یک سال ونیم گذشته سیاست خارجی امریکا - البته اگربتوانیم آن را سیاست بنامیم - از جمله مواضع این کشور در قبال جامعه بین الملل بویژه جمهوری اسلامی ایران مبتنی برگردنگشی و انگاره‌های بی‌پایه و اساس بوده است؛ اتهامات موهومی که مداخله آشکار در امور داخلی ایران و تهدید غیرقانونی ملل جهان در مغایرت آشکار با تعهدات بین‌المللی ازسوی یک کشورمتجاوز با پرونده‌ای سیاه و سنگین از مداخله یعنی آمریکاست.
*"جرج کینان" صاحب نظریه «مهار توسعه اتحاد جماهیر شوروی» معتقد است که شعارهای دفاع از حقوق بشر و بهبود ساختار دمکراسی هیچ ارتباطی با سیاست خارجی دولت آمریکا ندارد و پایه‌های سیاست خارجی آمریکا حمایت از تامین منافع و منابع اولیه مورد نیاز است و همواره در این راستا گام برمی دارد
*با نگاهی به عملکرد دولت آمریکا طی قرن گذشته دو واقعیت قابل تامل و غیر قابل اغماض به چشم می‌آید، یکی اینکه ساختار تشکیل ایالات متحده آمریکا هیچ شباهتی به تشکیل هیچ کشور دیگری در جهان ندارد وتنها می‌توان آنرا با رژیم صهیونیستی مقایسه کرد که پس از کشتار ملت فلسطین شکل گرفت. دومین واقعیت قابل تامل آن است که بانگاهی به اقدامات و تجاوزات دولت آمریکا طی قرن گذشته تقریبا هیچ کشوری از دخالت‌های مستقیم و غیر مستقیم،‌ تجاوزات مستقیم، غیر مستقیم و اقدامات تروریستی دولت آمریکا در امان نمانده است
*به گفته کارشناسان، دولت آمریکا طی دو قرن گذشته تمامی کشورهای جهان را هر یک به نحوی مورد تجاوز و تعدی قرار داده است.دولت آمریکا از همان اوان شکل‌گیری، جنگ و تجاوز را به عنوان بهترین راهبرد برای بسط نفوذ خود برجهان در دستور کار خود قرار داده وآنرا راهبردی غیر قابل تغییر که تمامی روسای جمهور این کشور با وجود اختلافات موجود در گفتمان ونوع نگرش هایشان به عنوان" اصلی غیر قابل تغییر" در دستور کار خود قرار داده و می‌دهند
*امریکایی‌ها از 70 سال پیش برای دخالت در امور دیگران سرمایه گذاری‌های فراوانی انجام داده‌اند. پرداخت رشوه و پول، راه‌اندازی شبکه‌های رادیو و تلویزیونی، انجام محاصره اقتصادی و اعمال تحریم و تهدید و اجرا به لشگرکشی از جمله این سرمایه گذاری‌ها بوده است
بلیط اتوبوس