اقتصاد پاک، جامعه پاک

 طلوع خورشید دهم محرم سال 61 هجری، آغاز ماندگارترین ثانیه های تاریخ بشریت است. ثانیه هایی که با تابش اشعه های خورشید گرم عراق آغاز شد و با غروب آن پایان یافت اما همین 12 ساعت زمان کافی بود تا مسیر تاریخ را تغییر دهد و آبستن عظیم ترین حوادث عمر بشر شود.عاشورا، در زمان محدود نمی شود و لحظاتش، وسعتی به عمر عالم خاکی دارد. «کل یوم عاشورا» و محور و قطب این زمان گرانسنگ، شخصیتی بی بدیل و امامی معصوم همچون وجود مبارک اباعبدا... است. کسی که حق مطلق است. «والحق معکم و فیکم و منکم» و در دیگر سوی، جبهه باطل. سرسپردگان زر و سیم و تشنگان قدرت و مقام. دنیاپرستان حریص و فریب خوردگان و اسیران نفس. شیطان صفتانی که مردانگی و مروت و اخلاق را قی کرده اند. نه از علم و حکمت بهره ای جسته و نه حتی به تاریخ و پیشینه خویش وفادار مانده اند.عاشورا و کربلا فقط زمین رزم نیست بلکه آوردگاه اندیشیدن است. امام پیش از آن که، شمشیر از نیام برکشد، ایشان را به درنگ و تفکر و اندیشه برمی خواند:  «...حال رأی خود و همدستان خود را روی هم گرد آورید! و مجتمعاً فکر کنید و تصمیم بگیرید...آن گاه پس از این تفکر، بدون شتاب زدگی، بر من حمله ور شوید و بدونِ هیچ مُهلتی کار مرا تمام کنید!...».امام در این روز حساس که ثانیه هایش، به وسعت قرن هاست، بارها زبان به سخن می گشاید و حقایق نابی را بیان می کند. قطعا امام می داند که عاشورا محصور به زمان و کربلا محدود به این جمعیت چندهزار نفری نیست پس باید کلامی بگوید که جاودانه باشد و آیندگان را چراغ راه.امام در یکی از مقاطع عاشورا که بنا به گفته مورخان، به زمان شهادتش نزدیک تر بود، با هلهله و هیاهوی کوفیان مواجه شد. فریاد می زدند و بر طبل ها می کوفتند تا سخن امام به گوش شان نرسد. امام فریاد زد: «وَیلَکُم مَا عَلَیکُم أن تَنصِتُوا إلَیَّ فَتَسمَعُوا قَولِی» وای بر شما! چرا ساکت نمی‏شوید که حرف‏های مرا گوش کنید؟! نه این که حرف امام را شنیدند و رای به بطلانش دادند بلکه حتی تاب شنیدن سخن حق را نیز نداشتند. جامعه کوفی، چنان به انحطاط رسیده بود که حتی حاضر به شنیدن و تامل هم نبود. ترجیح می داد تا تفکر و اندیشه خویش را بر اساس شایعات و اباطیل ترویج شده از سوی جبهه باطل بنا سازد. زر و سیم و وعده های مادی دنیوی در کنار سفسطه بازی های فلسفی خواص کوفه و شام، راه را بر شنیدن منطق استوار و حکیمانه امام مسدود کرده بود. علت چه بود ؟ امام(ع) چون اصرار کوفیان را بر هلهله و جار و جنجال می بیند، در سخنی حکیمانه، علت این رفتار را چنین بیان می کند: «إِنَّمَا أَدْعُوکُمْ إِلَی سَبیلِ الرَّشَاد فَمَنْ أَطَاعَنِی کَانَ مِنَ الْمُرْشَدینَ وَ مَنْ عَصَانِی کَانَ مِنَ الْمُهْلَکِینَ وَ کُلُّکُمْ عَاصٍ لِأَمْرِی غَیْرُ مُسْتَمِعٍ قَوْلِی فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکُمْ‏ مِنَ‏ الْحَرَامِ‏ وَ طُبعَ عَلَی قُلُوبکُمْ وَیْلَکُمْ أَ لَا تُنْصِتُونَ أَ لَا تَسْمَعُون‏؛ همانا من شما را به راه کمال دعوت می‌کنم. پس کسی که از من اطاعت کند از سعادتمندان و کسی که از من نافرمانی کند از هلاک شدگان است. همه شما از سفارش من سرپیچی می‌کنید و کلام مرا گوش نمی‌دهید زیرا شکم‌های شما از حرام انباشته شده و قلب‌های شما مُهر خورده است. وای بر شما آیا ساکت نمی شوید و به من گوش نمی‌دهید؟» (بحارالانوار،ج 45،ص8) امام علیه السلام تحصیل مال حرام و باطل را منشأ تمکین نکردن جامعه از امر حکیم می داند. دو نکته دقیق در این جمله امام نهفته است. اول آن که یک اقتصاد و نظام معیشت ناپاک نه تنها باعث خروج جامعه از مسیر حق می شود بلکه اصولا این جامعه ظرفیت و حوصله شنیدن حرف حق را هم نخواهد داشت. جامعه ای که نظام اقتصادی آن، ناصواب باشد و از حلیت و پاکی برخوردار نباشد به تدریج بر فرهنگ، رفتار و سبک فکری و زندگی افراد جامعه اثر می گذارد و ایشان را از حق بیزار و در برابر آن ناشکیب می سازد. افراد این جامعه، به سان اهالی قبیله ای می شوند که منافع مادی و زر و سیم و سکه و پول، تمام دنیایشان می شود و رسیدن به مطامع بیشتر، هر عملی را برایشان مباح می سازد.پس اقتصاد پاک، زمینه پذیرش حق را در جامعه هموارتر می سازد و جامعه را در برابر تهاجمات فرهنگی و شبیخون های عقیدتی مصون تر می سازد. اهتمام و توجه به کسب مال حلال، در هر رسته و صنفی و در هر مقام و مرتبه ای، شرط لازم برای تحقق حق است.نکته دیگر، اسباب تحصیل مال حرام در یک جامعه چیست؟ چه چیزی باعث شده بود که جمعیت مسلمان کوفه که فاصله چندانی با حکومت پیامبر(ص) و امیرالمومنین(ع) نداشتند، دچار چنین آسیبی شوند که حتی از شنیدن سخن امام طفره روند؟ یک دلیل بنا به فرموده های امام، دست درازی به ناحق در بیت المال مسلمین بود. فساد و رانت جویی و قبیله گرایی، موجب شده بود تا عده ای بر بیت المال تسلط یابند و از آن برای پیشبرد اهداف سیاسی خود بهره برند. شیوخ و سران قبایل کوفه که در جبهه مقابل امام صف آرایی کردند، کسانی بودند که دست شان تا آرنج در بیت المال مسلمین بود و جیب هایشان از سکه و دینارهای بیت المال لبالب بود.و عده ای دیگر نیز کسانی بودند که کمتر سر در خزانه بیت المال داشتند اما تحصیل مال را به بهای معاملات ربوی یا غش در معامله، کم فروشی یا تدلیس در تولید، دروغ و فریب و خلاصه زیر پا گذاشتن هر حکم اخلاقی، بر خود روا  می داشتند.جامعه ای که خواص و عوام آن بر تحصیل مال حلال اهتمام نورزند و نظام اقتصادی آن، مبتنی بر حلال بنا نشده باشد، گریزان از حق می شود و آن می شود که در کربلا شد.اقتصاد، در جامعه اسلامی هدف نیست اما شرطی لازم برای تحقق اهداف، سعادت، کمال دنیوی و اخروی انسان است. اقتصاد پاک، جامعه پاک را رقم خواهد زد و سیاست حاکم وحاکمان این جامعه نیز پاک خواهد بود.عاشورا فرصت خوبی است تا همه ما اعم از مدیران، کارگزاران ، قانون گذاران ، ناظران و صیانت کنندگان از بیت المال یا تولید کنندگان، بازرگانان، اصناف و کارمندان و کارگران، اصحاب قلم و فکر و حتی دانشجویان و دانش آموزان و زنان، همه و همه، اندکی درنگ و در اقتصاد و معیشت خویش و زیردستان و رعیت خویش تامل کنیم و رفتار و اخلاق اقتصادی خویش را در مسیر رضایت امام خویش قرار دهیم.  
بلیط اتوبوس