با مزه و با استعداد مثل متین

   مهمان داریم چه مهمانی! بازیگر تئاتر، نقاش تصاویر سه‎بعدی، مترجم زبان کره‌ای و از همه مهم‌تر پدیده نوجوان این دوره خنداننده‎شو. «محمدمتین نصیری» به معرفی نیازی ندارد، اگر خنداننده‎شو را دیده باشید حتما می‌شناسیدش و با اجراهایش کلی خندیده‎اید. این روزها زندگی محمدمتین کلی فرق کرده؛ توی کوچه و خیابان همه او را می‌شناسند، دورش جمع می‎شوند و بساط سلفی  گرفتن راه می‎افتد. در «جوانه» این هفته سراغ این پسر هنرمند رفته‎ایم تا بهتر بشناسیمش، پس دخترها و پسرها! این شما و این کمدین نوجوان خفن!
 
  روزی 12ساعت تمرین اول گفت‎وگو از محمدمتین می‌پرسم چرا تصمیم گرفت در خنداننده‌شو شرکت کند؟ می‌گوید: «تا قبل از شرکت در این مسابقه، مخاطب خندوانه بودم؛ تئاتر را دوست داشتم و دارم، استندآپ‎کمدی هم شاخه‌ای از تئاتر است. البته من پارسال هم در خنداننده‌شو شرکت کردم اما در مرحله صدنفر حذف شدم و به اجرای داخل استودیو نرسیدم. آن موقع کم‎سن‎وسال‎تر و توی کار کمدی بی‎تجربه بودم. به هرحال باحذف شدنم بی خیال خندوانه نشدم. در این یک سال آن‌قدر تمرین کردم تا همه ایرادهایی را که دوره قبل داشتم، برطرف کنم. چون فکر می‌کردم اگر دوباره فرصتی پیش بیاید که به خنداننده‌شو برسم دیگر نباید از دستش بدهم. شاید باورتان نشود در طول یک سال بین خنداننده‎شوی1 و2، بعضی روزها تا ۱۲ ساعت جلوی آینه تمرین می‌کردم تا روی میمیک صورتم مسلط شوم و روی متن‌های کمدی  کار کنم. خیلی‌ها فکر می‌کنند شرکت در این‌طور برنامه‌ها به عشق معروف شدن است اما من بیشتر از ذوقِ دیده‎شدن، دوست داشتم با فضای سخت اجرا و با آدم‌هایی که در استندآپ استاد هستند، آشنا شوم».   کسی بهم امیدوار نبود محمدمتین ادامه می‌دهد: «در این مدت خانواده‌ام حمایتم کردند اما هم آن‌ها و هم اطرافیانم فکر می‌کردند که در این سن کم چیز خاصی برای ارائه نداشته‌باشم. نمی‌گویم که من را دست‎کم می‌گرفتند اما امید زیادی هم نداشتند. توی مسابقه هم همین‌طور بود. من آدم بی‎حاشیه‌ای بودم و بر  خلاف بعضی از بچه‌ها که به شوخی برای همدیگر کری می‎خواندند، هیچ‎وقت درباره برنده شدن حرفی نزدم. تا قبل از اجرای استندآپم همه فکر می‌کردند خیلی زود حذف می‎شوم تا این‌که بعد از اجرای اول و انشا خواندنم با لقب «اش اس» معروف شدم. آن موقع تازه متین نصیری را شناختند. من هم تصمیم گرفتم توانایی‌هایم را روی صحنه نشان دهم. پس تلاش کردم در هر اجرا متفاوت حاضر شوم. مثل اجرای دوم که از یک دانش‎آموز نوجوان به گنده‎لات محل تبدیل شدم».   تلاش، مهم‎تر از استعداد از محمدمتین درباره واکنش آدم‌ها به اجراهایش می‌پرسم، توضیح می‌دهد: «اوایل برایم خیلی عجیب بود بعد از چندتا اجرا، کلی آدم‌ توی کوچه و خیابان من را می‎شناسند. بعضی وقت‌ها هم می‌ترسیدم کاری انجام دهم که حاشیه‌‎ساز شود. چون آن‌قدر که محبوبیت برایم اهمیت دارد به شهرت توجه نمی‌کنم. مایلم بیشتر از  معروف بودن، مردم دوستم داشته‎باشند. بچه‌ها هرموقع من را می‌بینند جلو می‌آیند و باهم گپ می‎زنیم. خیلی‎هایشان درباره یادگرفتن کمدی، سوال می‎کنند. بعضی‌ها هم می‌گویند خوش به‎حالت که بااستعدادی. اما من از استادم، «اشکان خطیبی» یاد گرفتم که در اجرا، استندآپ و تئاتر چیزی به اسم استعداد نداریم. همه‎چیز به خودمان بستگی دارد که چقدر تلاش می‌کنیم زبان بدن بهتری داشته‎باشیم و زیروبم های اجرا را یاد بگیریم». درباره حس‎وحال متین، موقع حذف شدنش می‌پرسم، جواب می‎دهد: «خب حذف شدن برای همه بچه‌ها سخت بود. چون همه‎مان، بعد از هر اجرا به فکر مرحله بعد بودیم. خوبی‎اش این بود که حذف شدن، ارتباط‌مان را با خندوانه قطع نکرد، با بچه‌ها هم هنوز در ارتباط هستیم، به هم زنگ می‌زنیم و از هم خبر می‌گیریم. هرکس به هردلیلی که به خنداننده‎شو آمده ‏بود؛ دیده‎شدن در استندآپ‎کمدی و ورود به تئاتر و شروع بازیگری، تا حدودی توانست توانایی‎هایش را نشان بدهد و به هدفش برسد و همه‎مان از این بابت خوشحالیم».   شوخی‎‎شوخی، کمدین نمی‎شوی محمدمتین با این‎که توی اجراها خیلی راحت و بی‎استرس به‎نظر می‏‎رسید اما معتقد است، اجرای کمدی اصلا کار آسانی نیست: « اگر روی صحنه باشی و چند دقیقه اجرا کنی اما کسی نخندد، آن‎قدر سخت است که ممکن است سکته کنی. چون تمام فکرت مشغول این می‌شود که مشکل کجاست و چرا تماشاگر نمی‌خندد. به نظر من خنداندن آدم‌ها سخت‌ترین کار جهان است و استندآپ توی همه انواع خنداندن، سخت‌ترین است. چون وقتی مثلا فیلم‌نامه طنز می‎نویسی، چندتا بازیگر هستند که دیالوگ برقرار می‌کنند و بخشی از کار به عهده آن‎هاست اما در استندآپ باید به تنهایی و فقط با حرف زدن، دیگران را بخندانی».   
بلیط اتوبوس