کدخدایی تاييد‌آن را تکذیب كرد

آرمان- مرتضی خبازیان: چه بسا برخی دوست نداشتنه باشند که قانون منع بکارگیری بازنشستگان مورد موافقت شورای نگهبان قرار گیرد، با این حال انتظار این است که مُهر تایید شورای نگهبان بر این قانون خبر خوبی برای همه دلسوزان رشد و توسعه کشور باشد. همه دلسوزان در انتظارند که هر چه زودتر خبر تایید شورای نگهبان بر اصلاحیه قانون منع بکارگیری بازنشستگان را دریافت کنند. خبری که برای ساعاتی به انتظارها خاتمه داد اما بعد از ساعتی تکذیب شد. مصوبه شورا بر این قانون با رعایت همه جنبه‌های مترتب برآن می‌تواند همچون آبی بر آتش انتظار در تغییر و تحول ساختار میانی و چه بسا عالی مدیریت کشور باشد. چه تعداد مدیرانی که در جایگاه‌های مدیریتی پا به میانسالی گذاشتند و به کار خود ادامه دادند و آرام‌آرام وارد سالمندی شدند و حاضر به کناره‌گیری نشدند؛ این مدیران تنها به ضرب چنین قانونی غزل خداحافظی را خواهند خواند. مدیرانی که تابستان‌های داغ، فقط برای بهره‌مندی از آرامش کوهستان به ویلاهای ییلاقی می‌رفتند، حالا می‌توانند با آرامش خاطر، همین مدت باقی مانده را در خانه و در آرامش و آسایش محض باشند؛ ییلاق و قشلاق هم فرقی نمی‌کند.
ماندن براصول؛ نه نفرات!
مدیران ارشد به کنار، در سخن مدیران میانی هم بارها و بارها به تجربه نزدیک 40 سال اشاره شده است. مدیری در گفت‌وگوی با خبرنگار دوران مدیریتی خود را با دوران انقلاب گره می‌زد و اصلا متوجه نبود که ماندن او می‌تواند نشان از ضعف ساختاری باشد نه الزاما به معنی توان مدیریتی او. مدیرانی که از روزهای اول انقلاب وارد کار شدند، تمام توان و انرژی خود را بر کار گذاشتند، چه بسا این نگرانی را هم داشته‌اند که نمی‌توانند دستاورد مدیریتی خود را به جوان کم‌تجربه واگذار کنند. از نظر برخی از این مدیران به شکل کاملا طبیعی و ناخودآگاه ماندن بر قرار انقلاب، به معنی خالی نکردن عرصه مدیریتی بوده است. این مدیران متوجه نبوده‌اند که اگر قرار است انقلاب بر اصول خود بماند، به هیچ وجه به معنی ماندن بر روش‌های قدیمی نیست تا چه رسد به ماندن بر نفرات قدیمی.
وزنه به پای دونده
ایران از جمله کشورهایی است که پابه‌پای تحولات پیش آمده است. صرف نظر از اینکه در حوزه‌هایی توانسته خود را به جهان معاصر تحمیل کند، اما نمی‌توان منکر شتاب گاه سرسام‌آور علم و تکنولژی بود. گفته می‌شود که علوم بشري بر اساس نظر انديشمندان و محققان هر 5 سال يكبار نو و به عبارتي دو برابر مي‌شود. این که مدیری در جایگاهی که قرار گرفته می‌تواند از شم مدیریتی خود کار را به جلو هدایت کند،‌ به معنی این نیست که الزاما باید جامع علوم دوران خود باشد. توان و شم مدیریتی صرف نظر از مسائل دیگر به کار می‌آید اما به همین قیاس نافی نیاز به درک نو و روزآمد از دوران خویش هم نمی‌تواند باشد. براستی با مدیری که در جایگاه مدیریتی خود سالمند شده و هنوز نمی‌داند که اینترنت و جهان مجازی چه گستردگی دارد و اصلا به ‌چه کار می‌آید، چگونه می‌توان سخن گفت؟ اصلا از چه می‌توان سخن گفت؟ آیا چنین مدیرانی مانند وزنه‌های سنگین به پای پیشرفت و توسعه کشور نیستند؟
نیمه تاریک ماه
با همه اینها خوشحالی از منع بکارگیری بازنشستگان به شکل تلویحی می‌تواند اشاره به سوی تاریک داستان هم باشد؛ اینکه مدیرانی در این کشور، موقعیت خود را از رانت به دست آورده‌اند و نمی‌توانند آن را از دست بدهند. نشان می‌دهد که این مدیران اگر از جایگاه‌ خود دور شوند، نمی‌توانند در جایگاه دیگری در همین سطح قرار بگیرند و به همین خاطر گاه با خشونت از موقعیتی که در آن قرارگرفته‌اند دفاع می‌کنند؛ سهل است که برخی موقعیت‌های مدیریتی سرقفلی‌های سنگین هم دارد. قانون منع بکارگیری بازنشسته‌ها می‌تواند تلاشی برای سد کردن سیل رانت و فساد و ناکارآمدی باشد. نکته نهایی اینکه هرچند در این قانون برخی موقعیت‌های حساس مستثنی شده‌اند اما دولت به یاد داشته باشد که می‌تواند بدون توجه به این الزام، برخی مدیران ناکارآمد را کنار بگذارد و به همین آسانی از توان مدیریتی و انرژی جوانی استفاده کند.