رضا دهکی حدیث تکراریِ نامکرر!

از آن روزگار که قلم در دست گرفتیم و انشای خود را درباره تابستان، درباره مقام مادر، درباره سوال ازلی و ابدی برتری علم یا ثروت آغاز کردیم تا به امروز که جای قلم‌های بسیاریمان را کیبوردهای کامپیوتر و تبلت و گوشی‌های موبایل گرفته است، راه نوشتن را رفته و می‌رویم. خبرنگاری و روزنامه‌نگاری شغل نیست. هیچ چیزش به شغل نمی‌ماند. نه زمانش، نه حقوقش، نه شکل کارش، نه انتظارهایی که از خبرنگار و روزنامه‌نگار می‌رود. ایرادهایش هم دقیقا از زمانی آغاز می‌شود که شغل حسابش می‌کنیم که بعد تازه به این فکر کنیم که سخت و زیان‌آور هم هست یا نیست! نوشتن با عاشقی نسبت دارد. شاید به قول حافظ قصه همه عشق‌ها جز قصه‌ای یکسان نیست، اما کز هر زبان که بشنوی، نامکرر است. همین است که عاشقانه‌ای به نام کار رسانه‌ای، از هر رسانه به هر رسانه، از هر خبرنگار به هر خبرنگار، عاشقانه‌ای است که تکراری نیست. شاید شبیه عاشقی به هر کار و حرفه‌ای به نظر بیاید، اما نیست. داستانی نامکرر است که نقطه پایانش، پایان عاشقی است. طبیعتا به مثابه هر عشق دیگری – باز به قول حافظ – آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل‌ها!
دردهای روزنامه‌نگاری را گاه و بیگاه شنیده‌ایم. اوجش هم حول و حوش میانه مرداد است و روز خبرنگار. قصه جفاهای این معشوق بلاگرفته هر چند نامکرر، اما گوش آشناست. این روزها قلم زدن سخت‌تر هم هست. دلایل سختی‌اش چرخه‌ای است که در هر گردشش سوزنی به رسانه و خبرنگار می‌زند.
در شرایط نابسامان اقتصادی و احساس بحران در روحیه اجتماعی، نوشتن کار سختی است. هم از این جنبه که جامعه انتظار دارد از دردهایش بنویسی و هم از این جنبه که زیاد نوشتن از دردها و مشکلات خود باعث تشدید جو ناامیدی شده و دلزدگی از اخبار را نیز به دنبال دارد. این تلخی‌ها خود، کام خبرنگاران را در نوشتن هر روز تلخ‌تر از دیروز می‌کند. در عین حال، بحران اقتصادی هم آنچنان که در یک سال گذشته با تعطیلی، کاهش صفحات، تعدیل نیرو و لغو خدماتی مثل توزیع اشتراک یا قرار دادن نسخه رایگان روی اینترنت نمود یافته، بر رسانه‌ها اثر گذاشته است و هم اهالی رسانه، با کاهش قدرت خرید، همچون دیگر اقشار جامعه، در تامین معیشت دچار مشکلات فراوان شده‌اند. کمربند خط قرمزها هم به دور کمر روزنامه‌نگاران هر روز تنگ‌تر می‌شود و این لاغری مفرط از دست‌نوشته‌های‌شان به رسانه‌ها رسوخ کرده و به تبع آن رسانه‌ها دیگر کمتر باب طبع خوانندگان می‌شوند. این در حالی است که رسانه رقیبی قدر قدرت همچون شبکه‌های اجتماعی را در کنار خود می‌بیند که هر چند باعث شده است شکل خبرنگاری دستخوش تغییراتی نیز شود و در عین حال با محدودیت‌های امنیتی‌محوری نیز در ایران روبه‌رو شده است، اما انحصار رسانه را از عرصه رسانه‌های رسمی به در آورده و طرحی نو در انداخته است.
روزنامه «ابتکار» نیز همچون سایر رسانه‌های ایران از تیغ تیز این زمانه در امان نیست. با این حال همواره تلاش کرده است که از این توفان مدام جان سالم به در برد. «ابتکار» اردیبهشت ماه امسال رسیدن به شماره 4 هزار را جشن گرفت و زمستان امسال نیز شمع 15 سالگی‌اش را فوت می‌کند. از ابتدای امسال تلاش کردیم که بر اساس مقتضیات زمانه، تغییراتی در ظاهر و محتوای صفحات ایجاد کنیم. این روند متاسفانه به دلایل مختلف به تاخیر افتاد تا امروز که همزمان با «روز خبرنگار» از تغییر آرایش چهره روزنامه آغاز شد. در ظاهر جدید، ارائه اخبار به صورت کوتاه و خلاصه – چنان که با ذائقه مخاطب امروز سازگارتر است – لحاظ شده و در عین حال با محور قرار گرفتن گزارش‌ها و تحلیل‌ها، تلاش شده از حجم این بخش نیز کاسته شود. در عین حال تلاش خواهیم کرد که در آینده پیش رو، ارتقای محسوسی را در کیفیت سوژه‌ها و گزارش‌ها ایجاد کنیم تا هر چه بیشتر مورد توجه مخاطبان قرار گیرند. ترتیب صفحات روزنامه نیز نسبت به گذشته تغییرات اندکی داشته است. در عین حال که امیدواریم این تغییرات مورد توجه و پسند مخاطبان روزنامه قرار گیرد، پذیرای نظرات، انتقادها و پیشنهادهای خوانندگان در این باره هستیم. امیدواریم که بتوانیم با این تغییرات، هم نسیمی دلپذیر به فضای کاری خود بدمیم و هم تنوعی برای خوانندگان ایجاد کنیم و البته در مسیر کیفیت روزنامه قدمی رو به جلو برداریم.
در پایان یاد همکاران درگذشته‌مان، از شهدای رسانه تا درگذشتگان یک سال گذشته را گرامی داشته و ضمن امیدواری برای برداشته شدن هرگونه بندی از پای قلم، اهل قلم و رسانه، برای همه همکاران رسانه‌ای آرزوی روزگار بهتر و قلمی نویساتر از پیش داریم. باشد که ایران و جهانی خالی از خبرهای بد را به چشم ببینیم و هوای آزادی را هر روز نفس بکشیم.
بلیط اتوبوس